ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۱۳, جمعه

محروم ماندن ملیونها کودک از تحصیل ، تاوانی بر گردن رژیم اسلامی

article picture
روز گذشته محمد اسماعیل مطلق، یکی از روسای وزارت بهداشت رژیم به خبرگزاری فارس گفته است که "طبق آمار باید در ایران ۱۸ میلیون دانش‌آموز در دوره دبستان، راهنمایی و دبیرستان تحصیل کنند، اما آمار دانش ‌آموزان در این زمینه ۱۴ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر است وی اضافه کرده است که شمار دختران در این آمار بیش از پسران است. اعتراف به اینکه میلیونها کودک و نوجوان در ایران از تحصیل محروم هستند موضع جدیدی نیست.



پیش از این مقامات رژیم بیشرمانه و بدون آنکه خم به ابرو بیاورند، این رقم را سیار بیش از این و در حدود 5 میلیون نفر اعلام کرده بودند. به این آمارها بایستی 400 هزار کودک خانواده های افغانی را هم اضافه کرد که بطور رسمی و قانونا از حق ادامه تحصیل در کشوری که در آن متولد شده اند، محروم هستند. این آمار در شرایطی اعلام می شود که چند روز پیش از آن احمدی نژاد اعلام کرده بود که پروژه افزایش جمعیت تحت عنوان "ایرانِ ۱۵۰ میلیون نفری" را در دست اجرا دارد. رژیم جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن چنین سیاستی عزم خود را جزم کرده است تا شمار کودکان محروم از تحصیل را مانند دیگر مصائب اجتماعی این کشور دو برابر سازند.
این شمار عظیم از کودکان در کشوری زندگی می کنند که بر دریائی از منابع طبیعی نشسته است و در جهانی که برخورداری از حق تحصیل رایگان و همگانی در بیش از 90 درصد کشورهای جهان از عقب مانده ترین تا پیشرفته ترین آنها بعنوان یک حق اولیه تثبیت شده است، باید از این حق اولیه محروم باشند. اما مصبیت تنها این نیست که این شمار عظیم از انسان ها در ایران از امکان رفتن به مدرسه و یا از ادامه تحصیل محروم می شوند، بلکه مصیبت بزرگتر این است، اینان که به مدرسه نمی روند، نوجوانی و جوانی خود را چگونه به سر می برند و چه آینده ای در انتظار آنان است؟
همه آن کودکانی که با سنی کمتر از ۱۸سال در کوره پزخانه ها و کارگاه های کوچک و مزارع و کارگاه های قالیبافی و حجره های تجار بازار و فروشگاه ها و در منازل خانوادههای مرفه به عنوان کارگر و پادو و خدمتکار کار می کنند، در زمره این کودکان هستند. کارگاه های کوچک کمتر از ۱۰ نفر جمعیت، که مشمول هیچ حسابرسی قانونی نیستند پر از کودکان کاری است که نه تنها جسم شان به تباهی کشیده می شوند که به وحشیانه ترین شکل هم استثمار می گردند و همان کاری راکه به یک بزرگسال تحمیل می کنند، به یک کودک هم تحمیل می نمایند و وادارشان می سازند که بر آنچه بر آنان روا می دارند مطیع باشند.
بسیاری از کودکانی که به این ترتیب از حق تحصیل محروم می شوند به آسانی به دام شبکه های قاچاق و توزیع مواد مخدر می افتند، به آسانی در دام مافیای تجارت سکس و دلالان تن فروشی و باندهای سرقت قرار می گیرند. اینان کودکان کارگران و مردم فقیر و تهیدست و بیکار هستند که، بجای آموختن و شکوفا شدن، و برای کمک به تامین معاش بخور و نمیر خانواده هایشان در مسیری قرار می گیرند که تن به هر کاری بسپارند.
آنان تنها از محرومیت از تحصیل رنج نمی برند. آنان همچنین در معرض خطر ابتلا به اعتیاد و انواع بیماری های جسمی و روحی قرار دارند و انواع گروههای جنایتکار، شامل فروشندگان مواد مخدر برای آنان دام گسترده اند. در کنار این باندها، پلیس و حتی شهرداری ها نیز به آنان به عنوان کسانی می نگرند که نظم و زیبایی شهر را به هم می زنند و مورد پیگرد قرارشان می دهند. در میان کودکان کار و خیابان دو دسته بیش از سایر کودکان در معرض سوء استفاده، بهره کشی و آزار از جانب باندهای تبهکار و ماموران جمهوری اسلامی قرار دارند. این دو دسته دختران معصوم و کودکان مهاجرین افغانی هستند.
در کشوری که از هر ۳ نفر آماده بکارش یک نفر بیکار باشد، باید فرزندان این کارگران و دیگر اقشار تهیدست جامعه در ابعاد میلیونی کنار پیاده روها واکس بزنند، زباله دان های کوچه پس کوچه ها را زیرورو کنند و اشغال جمع کنند، سر چهارراههای پر ترافیک و خطرناک شیشه ماشین ها راپاک کنند و فال حافظ و آدامس و سیگار بفروشند. اینان یا در خیابان ها سرگردانند و یا در کوره ها، دخمه ها و سردابه های قالیبافی، کارگاهها و مراکز صنعتی ناامن و نظایر آنها در معرض تباه شدن قرار می گیرند.
دارودسته حاکم در ایران که کنترل ثروت های کلان این کشور را در اختیار دارد به جای آنکه با صرف کردن بخش کوچکی از آن مشکل کودکان محروم از تحصیل را در این کشور برای همیشه حل کند، آنرا صرف پروژه های تسلیحاتی و گسترش نیروهای سرکوبگر، صرف پخش خرافات، سفرهای نمایشی، باج دادن به دولت ها و گروههای ارتجاعی می کند و بخش بزرگی از آن هم به جیب مقامات فاسد سرازیر می گردد.
واقعیت این است این رژیم تا مجبور نشود، در قبال این کودکان محروم مسئولیتی بعهده نمی گیرد. نه تنها کاری برای رفع مصیبت و محرومیت این کودکان انجام نمی دهد بلکه به اشکال گوناگون، این مصیبت را حاد و حادتر می سازد.
جمهوری اسلامی که به جای فراهم کردن امکان تحصیل و شکوفائی این کودکان زندگی آنان را اینگونه به تباهی می کشد، در واقع پایه های جامعه فردا را نیز تخریب می کنند، رژیمی تبهکار است. دست این جانیان را باید با مبارزات گسترده پیگیر، بدون وقفه، سازمان یافته و هدفمند از سر مردم ایران و از سر این کودکان محروم کوتاه کرد.
لینک زیر:۳ میلیون نفر در سن دانش آموزی از تحصیل محروم هستند.
پارس دیلی نیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر