ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

آخوند صدیقی:زن رئيس جمهور باطلاق آقا بر اوحرام و برآقا حلال است



آخوند صدیقی: يکي از وزراي کابينه به من گفت ما معتقديم اگر حضرت آقا همسر آقاي رئيس جمهور را طلاق بدهد، همسر رئيس جمهور برايش حرام مي‌‌شود و رئيس جمهور نمي‌تواند به او دست بزند. اين سخن نمي تواند از زبان يک روحاني معتقد به خدا بر آيد. اين سخن بدين معناست که اگر ولي فقيه خواست با همسر هر فردي حتي همسر خودش همخوابگي داشته باشد بر ولي فقيه حلال است. در حالي که بايد ديد آيا آقاي صديقي مي پذيرد که با فتواي رهبري همسرش از زوجيت وي خارج و به زوجيت ولي فقيه در آيد؟
تاملي بر سخنان امام جمعه تهران:زن رئيس جمهور باطلاق آقا بر اوحرام و برآقا
محمد مصطفايي :نماز جمعه اين هفته تهران با هفته هاي گذشته تفارت بسيار فاحشي داشت. سخناني توسط آيت الله کاظم صديقي امام جمعه موقت تهران در خطبه‌هاي دوم نماز جمعه، به زبان رانده شد که نمي بايست به راحتي از کنار آنها گذر کرد.

دانشجوی دانشگاه شیرازپس از دو ماه هنوز در بازداشت اداره اطلاعات شیراز است


محمد طراوتروی، وکیل لقمان قدیری گل تپه، دانشجوی دانشگاه شیراز با اظهار اینکه برای بار سوم قرار بازداشت موکلش تمدید شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « لقمان قدیری از اوایل اسفند ماه سال گذشته تا به حال در بازداشت است بدون اینکه من دسترسی به پرونده داشته باشم و یا بدانم به چه علت او بازداشت شده است. یکی ، دو روز پیش که به دادسرای انقلاب شیراز مراجعه کردم هنوز تکلیف پرونده مشخص نشده بود و برایش قرار بازداشت مجدد صادر شده بود. او هنوز در بازداشت اداره کل اطلاعات استان فارس است.. از صحبت ها در دادسرا اینطور استنباط کرده ام که اتهامات او اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به مسولان نظام است ولی چون پرونده اش را نخوانده ام نمی دانم به طور یقین هم نمی دانم .»

محمد طراوتروی در خصوص امکان ارتباط این زندانی با خانواده اش گفت: « تماس تلفنی به شکل محدود با خانواده اش دارد. همچنین چند باری پدرش را ملاقات کرده است اما از آنجا که خانواده این دانشجو ساکن ارومیه هستند و او در شیراز بازداشت است بعد طولانی مسافت ملاقات را با مشکل مواجه می کند. مسافرت زمینی به این دو شهر چیزی حدود ۲۷ ساعت طول می کشد و رفت و آمد را برای خانواده اش مشکل کرده است.»

لقمان گل تپه، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه شیراز و از فعالان دانشجویی از ۱۸ اسفندماه در بازداشت اداره اطلاعات استان فارس است. او ۱۷ اسفند ۸۹ قرار بود از پایان نامه دوره کارشناسی ارشد خود دفاع کند که توسط حراست دانشگاه از ورود به دانشگاه منع شد و یک روز بعد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. او پیش از این ها یکبار در جریان اتفاقات دانشگاه شیراز در آذر ماه ۸۷ بازداشت و یک ترم از تحصیل محروم شده بود.




کمپین بین المللی حقوق بشردرایران

اعتراض پدر شبنم مددزاده به انتقال ناگهانی دخترش به زندان قرچک ورامین

article picture


پدر شبنم مددزاده در اعتراض به انتقال ناگهانی دخترش به زندان قرچک ورامین: «۲۰۰ نفر را از رجایی شهر منتقل کرده اند»
پدر شبنم مدد زاده، دانشجویی زندانی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که وی غروب سه شنبه بدون هیچ توضیحی از زندان رجایی شهر کرج به زندان قرچک ورامین منتقل شد. این درحالیستکه طبق حکم دادگاه شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه او محکوم به تبعید در زندان رجایی شهر کرج است. عبدالعلی مدد زاده، پدر این دانشجوی زندانی که از انتقال دختر کوچکش شوکه است به کمپین گفت: « دیروز مادرش از تبریز به کرج رفته بود تا دخترش را ملاقات کند اما به او اجازه ملاقات نداده بودند و به او گفته بودند که آنها در حال رفتن به زندان قرچک هستند و ملاقات نداده بودند. از دیروز تا حالا ما مانده بودیم که یعنی چه. امروز صبح شبنم فقط یک دقیقه زنگ زد و گفت که بابا اینطوری شده . به او اجازه داده بودند که یک دقیقه زنگ بزند و به ما خبر بدهد.»
گفته می شود علاوه بر شبنم مددزاده، مهموش ثابت و فریبا کمالی از سران جامعه بهائیت نیز غروب سه شنبه به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند. با این حال هنوز از نام زنان زندانی سیاسی که به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند اطلاع دقیقی در دست نیست.
عبدالعلی مدد زاده در خصوص صحبت های دخترش گفت:« فقط یک دقیقه حرف بود. گفت ۲۰۰ نفر را آورده اند زندان قرچک، گفت حمام و توالت درست نداریم. در یک جا هم ظرف شسته می شود، هم لباس، هم حمام می کنند. توالت هم درست نیست. گفت هیچی نداریم. چاقو کش، قاتل ، زندانی سیاسی ، تیغ زن ، تریاکی همه را یک جا جمع کرده اند.»
پدر شبنم مدد زاده درباره علت این جابه جایی گفت: « مگرقانون اجرا می شود! هر جا دلشان بخواهد می برند. بچه من که فقط نیست، ۲۰۰ نفر را از زندان رجایی شهر کرج برده اند قرچک.»
عبدالعلی مدد زاده گفت: « وقتی دکتر بهداری زندان به او بگوید ما شما را آوردیم اینجا که شکنجه بدهیم نه اینکه معالجه کنیم دیگر چه انتظاری می توانم داشته باشم. بچه من الان آنجا مریض است. نه فقط شبنم همه زندانی ها حالشان بد است. من دو زندانی دارم که نمی دانم از کدامشان بگویم. فرزاد هم الان زندان رجایی شهر کرج است. چند ماه بود که خواهر و برادر هم در آنجا یکدیگر را ندیده بودند حتی شبنم قبل رفتن هم برادرش را نتوانسته ببیند.»
شبنم مددزاده، دبیرسابق سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران که در تاریخ ۱ اسفند ۱۳۸۷ بازداشت شد و در تاریخ۲۰ بهمن ۸۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۵ سال حبس تعزیری همراه با تبعید به زندان رجایی شهر کرج محکوم شد. که این حکم در تاریخ ۱۲ خرداد ۸۹ عینا تایید شد. با انتقال او به زندانی دیگر شانس ملاقات گهگاهی با فرزاد، بردارش نیز از بین رفت. فرزاد مدد زاده نیز که به دنبال دستگیری خواهرش بازداشت شد به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بود که به همین علت می توانستند یکدیگر را ملاقات کنند.
http://parsdailynews.com/82944.htm
کمپین بین المللی حقوق بشردرایران
 

اولین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی در اوین













اطلاعیه مطبوعاتی
یک سال پیش، در سحرگاه 19 اردیبهشت ماه سال 1389، پس از قطع تلفن ها و ملاقات های زندان اوین، پنج زندانی سیاسی به نامهای فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان به چوبه دار سپرده شدند و خانواده های آنان برای همیشه چشم به راه آنان ماندند. موارد بسیار گسترده نقض حقوق انسانی در بازداشت، بازجویی ها، محکومیت و اجرای حکم افراد مورد اشاره، باعث جریحه دار شدن افکار عمومی و بالطبع بالاگرفتن اعتراضات وسیعی در بین جامعه ایرانی و حتی افکار عمومی بین المللی شد.فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان، سه متهم از یک پرونده در ایام بازداشت در بازداشتگاههای 209 اوین، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج، مکرراً برای بیان اعترافات غیرواقعی، تحت شکنجه های طاقت فرسایی قرار گرفتند.
آنها در طی دفاعیات خود در دادگاه و یا نامه هایی که از زندان نوشتند به کرات به این موضوع اشاره کردند، این زندانیان عقیدتی عنوان کردند که به خاطر تعلق نژادی و همینطور مذهب خود مورد شکنجه قرار گرفته اند.

عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر به جرم قاچاق مواد مخدربازداشت شد

article picture


مدیرکل روابط عمومی دادگستری زاهدان به جرم قاچاق مواد مخدربازداشت شد
احمد زاهد شیخی مدیر کل روابط عمومی دادگستری استان زاهدان که از اعضای سابق سپاه پاسداران و عضو ستاد مبارزه با مواد مخدر استان نیز می باشد روز گذشته به جرم دست داشتن در قاچاق مواد مخدر بازداشت شد !
زاهد شیخی، به دلیل حمل ۵٠٠ کیلوگرم مواد مخدر با خودروی دولتی دستگیر شده است.
به گزارش منابع محلی نامبرده مواد مخدر را که شامل ۴۵٠ کیلوگرم تریاک و ۵٠ کیلوگرم هرویین بوده با خودروی دولتی و حکم ماموریت و اسلحه حمل می کرده که در پاسگاه سهل آباد از سوی ماموران نیروی انتظامی متوقف و مواد فوق کشف گردیده است.
یک منبع آگاه در گفتگو با ایران بریفینگ اعلام کرد با توجه به اینکه از مدتها پیش این شایعه بر سرزبانها بوده که وی در قاچاق مواد مخدر دست دارد و ظاهرا این نخستین بار نیست که زاهد شیخی اقدام به قاچاق می کرده است ، احتمال داده که علنی شدن این موضوع و بازداشت نامبرده با توجه به اینکه زاهد شیخی و برادرش از روسای ستادهای انتخاباتی احمدی‌نژاد در استان سیستان و بلوچستان بوده‌اند و برادر دیگر وی نیز به نام محمد رضا زاهد شیخی هم اکنون مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان است ، بی ارتباط با تنش‌های اخیر میان رهبر جمهوری اسلامی و عوامل محمود احمدی‌نژاد نباشد .
گفتنی است هنوز منابع رسمی گزارشی از دستگیری زاهد شیخی منتشر نکرده‌اند اما منابع محلی خبر از این می دهند که وی در یک پاسگاه بازداشت شده و با توجه به مقاومتش در بازرسی از خودرو ماموران نسبت به وی حساس شده اند و پس از کشف مواد نیز باتوجه به ارائه حکم ماموریت و مدارک دولتی بودن خودرو ماموران ابتدا به هویت نامبرده مشکوک و با دخالت مقامات بالاتر موضوع محرز و نسبت به بازداشت وی اقدام می نمایند .
ایران بریفینگ
 

تغییر محتوی درسهای رشته های تحصیلی، جهت اسلامی کردن دانشگاه ها



معاون پژوهشی وزارت علوم، تغییر محتوای برخی از دروس و رشته های تحصیلی را “لازمه اسلامی کردن دانشگاهها” دانست و گفت: “محتوی درسی دستکم ٣۶ رشته تحصیلی دانشگاهی تا مهرماه امسال تغییر می کند .”
به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، محمد مهدی نژاد نوری با اعلام این خبر ادعا کرد که کارگروهی شامل متخصصان حوزه علمیه و دانشگاه، زمینه این اصلاح را فراهم می کنند.
وی جزئیات بیشتری در این باره نداد، اما خاطرنشان کرد که این روند “به تدریج در سایر رشته های دانشگاهی ادامه خواهد یافت.”
لازم به ذکر است بعد از انتقادات دو سال پیشِ رهبری از دروس علوم انسانیِ دانشگاههای کشور و متهم کردن این رشته ها و محتوای دروس آنها به “ترویج غرب”، مقاماتی آنرا به مثابه چراغ سبز پنداشته و بازنگری در محتوای درسی این رشته ها را در دستور کار قرار دادند.
ایرتا

جمعی از فعالان حقوق بشر و کارگری به سیاست دولت ایران در قبال کارگران اعتراض کردند




این نامه توسط شیرین عبادی، هادی قائمی، دولورس هورتا، اعظم نیرومند راد، انجی هوگس، جیم کاوانا و فیروزه محمودی امضا شده است.
هادی قائمی، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، در مورد این نامه به رادیو فردا گفته است: «متاسفانه جمهوری اسلامی، با فعالان کارگری به جای آنکه به عنوان فعالان صنفی که برای احیای حقوق تضمین شده خودشان در قوانین ایران و بین المللی فعالیت می کنند، رفتار کند، با دیدی بسیار امنیتی برخورد می کند و هر گونه تلاش آنان را برای رسیدن به خواسته های صنفی شان سرکوب می کند.»
وی در این خصوص به مورد برخوردهای صورت گرفته با سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه و منصور اسانلو، رئیس هیئت مدیره آن تشکل، اشاره کرد.
آقای اسانلو در سال ۱۳۸۶ بازداشت و به اتهام های امنیتی به پنج سال زندان محکوم شد. این فعال کارگر زندانی که از ناراحتی های بسیاری، از جمله بیماری قلبی، رنج می برد و اخیرا در پی تلاش های فراوان خانواده اش و فشارهای بین المللی برای معالجه به بیمارستانی منتقل شده است.
پیشتر اتحادیه های بین المللی کارگری گفته بودند که در ارتباط با بی توجهی دولت جمهوری اسلامی ایران به بیماری آقای اسانلو، قصد شکایت به سازمان بین المللی کار را دارند.
امضاکنندگان نامه به دولت جمهوری اسلامی ایران همچنین اشاره کرده اند که حکومت به طور دائم کارگرانی را که به دنبال حقوق خود هستند، بازداشت و محاکمه‌ می‌کند و نیروهای امنیتی غالباً به تجمع های صلح آمیز کارگران حمله می‌کنند، خانوادهٔ آنان را مورد اذیت و آزار قرار می دهند و از جمله در تجمع هفت سال پیش کارگران معدن مس شهر بابک در نزدیکی کرمان به آنان تیراندازی کردند و برخی از آنان را به قتل رساندند.
امضاکنندگان نامه خطاب به دولت جمهوری اسلامی ایران خاطر نشان کرده اند که حقوق کارگری جزئی از حقوق انسانی است و کنوانسیون های بین المللی  و اعلامیه جهانی حقوق بشر باید اجرا شوند.
هادی قائمی درباره خواسته هایی که در این نامه مطرح شده اند، توضیح بیشتری می دهد:«اول از همه، ما خواستار آن هستیم که آزادی انجمن ها و حقوق کارگران برای تشکل ها، اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری مراعات شود تا آنها بتوانند از این طریق به طور دسته جمعی و متشکل با کارفرمایان مذاکره و از حقوق خود دفاع کنند.»
سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران می افزاید:«ما همچنین خواستار پایان سوء استفاده از کارگران، به خصوص اجبار آنها با کار اجباری هستیم.»
از دیگر خواسته هایی که آقای قائمی به آنها اشاره کرد، تضمین پرداخت حقوق کارگران به طور مرتب، لغو کار کودکان و تبعیض ها در محیط کار هستند.
امضاکنندگان نامه با اعلام اینکه کارگران ایرانی مستحق برخورداری از حقوق بشر و حقوق تصریح شده در سازمان بین المللی کارهستند، نوشته اند: مرگ، شکنجه، ارعاب و نقض حقوق کارگران، نشاندهنده نادیده گرفتن اصول اساسی سازمان بین المللی کار در ایران وهمچنین چشم پوشی از خواسته های کارگرانی است که تنها جرمشان، مطالبه شرایط کاری مناسب و زندگی با عزت برای خانواده هایشان است.
در این نامه با اشاره به عضویت ایران در سازمان بین المللی کار از سال ۱۹۱۹ میلادی تاکنون نوشته شده است: کارگران و معلمان ایرانی‌ از بسیاری حقوق تعریف شده توسط سازمان بین المللی کار محروم هستند. آنان هم تحت قانون کار ایران و هم در عمل از دسترسی به حقوق اولیهٔ خود باز مانده اند.
رادیو فردا

هرانا؛ آموزش و پرورش در مهلت ده روزه خواهان دفاعیه رسول بداقی شد




هیات تخلفات اداری آموزش وپرورش طی ابلاغیه‌ای که در زندان تحویل آقای بداقی گردید از ایشان خواست که حداکثر ظرف ۱۰ روز دفاعیهٔ خود را به این هیات ارسال نماید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این هیات در ابلاغیهٔ مذکور اتهام آقای بداقی را اجتماع وتبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام نامیده است.
لازم به ذکر است، پیش‌تر و در تاریخ ۷/۱۰/۸۸ ابلاغیه‌ای تسلیم آقای بداقی شده بود که در آن آقای بداقی به استناد بند ۲۹ ماده ۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری کارمندان دولت به «غیبت غیر موجه و متوالی» از تاریخ ۱/۷/۸۸ متهم شده بود.
متن ابلاغیه اداره کل آموزش و پرورش به شرح زیر است:
آقای رسول بداقی نظر به اینکه پروندهٔ شما به اتهام زیر دراین هیات رسیدگی می‌شود. لذا مقتضی است حداکثر ظرف ۱۰ روز ازتاریخ رویت این ابلاغیه دفاعیهٔ کتبی خود را به انضمام مدارک استنادی به این هیات به نشانی تهران بزرگراه بعثت ادارهٔ کل آموزش وپرورش شهرستان‌های تهران هیات رسیدگی به تخلفات اداری تسلیم نمایید.
اتهام: اجتماع وتبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور وفعالیت تبلیغی علیه نظام به استناد دادنامهٔ شمارهٔ ۸۹/۱۳۷۷ مورخهٔ ۲/۵/۸۹ شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب و دادنامهٔ ۱۰۱۰ مورخه ۱۵/۱۰/۸۹ شعبهٔ ۵۴ تجدید نظر که به موجب آن به ۶ سال محکوم شده‌اید.
تاریخ ابلاغ ۲۳/۱/۹۰
حسن طورانی رئیس هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری سازمان آموزش وپرورش شهرستان‌های استان تهران

هرانا

احضار جمعی از فعالان فرهنگی و معلمان استان یزد به دادگاه انقلاب













چند روز بعد از احضار جمعی از فعالان فرهنگی همدان و سنندج، دادگاه انقلاب شهر یزد نیز، گروهی از اعضاء کانون فرهنگیان یزد را مورد احضار و بازپرسی قرار داد.

به گزارش جرس، دادگاه انقلاب محمدعلی شیرازی، چنگیزی، میرزائی، صدیقی، دهقانپور، حسامی فر، قوچانی، شاهدی و نجاتی، از اعضاء کانون فرهنگیان یزد را در تاریخ ۱۴ اردیبهشت احضار کرد.
این گزارش می افزاید، این احضارها که در حوالی روز معلم انجام شد، بدلیل صدور بیانیه بزرگداشت روز معلم در سال ٨٩ بود، که پرونده ای در دادسرای انقلاب یزد برای این افراد تشکیل گردید.
همچنین آمده است "این افراد بدون تفهیم اتهام، در مراحل بازپرسی، به اتهام نشر اکاذیب در دادگاه حاضر شدند و قاضی که بدون مطالعه پرونده در دادگاه حاضر شده بود، از متهمان خواست آخرین دفاعیه خود را تا تاریخ ۱٨ اردیبهشت تحویل دادگاه دهند. "
قاضی به متهمان گفته است که پس از دریافت آخرین دفاعیه و مطالعه پرونده، ظرف یک هفته حکم را صادر خواهد کرد.

جرس


صدور محکومیت برای مجتبی هاشمی، دانشجوی دانشگاه تهران




مجتبی هاشمی یکی از فعالین دانشجویی دانشکده حقوق دانشگاه تهران، به ۳ سال محرومیت از تحصیل و یک سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. 
به گزارش کانون حمایت ازخانواده جان باختگان و بازداشتی‌ها، مجتبی هاشمی، از اعضای اصلی انجمن دانشجویی در اعتراضات ۱۶ آذر سال ۸۸، از سوی دادگاه انقلاب تهران محکوم شده است.
این گزارش افزود مجتبی هاشمی که در صدد بود در گرامیداشت روز دانشجو، برنامه‌ای را برگزار کند، حین راه اندازی تجمع روز دانشجو، با مانع تراشی حراست و بسیج دانشگاه مواجه می‌شود و فشارهای این نهاد‌ها در ‌‌نهایت منجر به اخراج وی از دانشگاه گردید.
هاشمی همچنان در انتظار حکم یکسال زندان است وعلاوه بر حکم تعلیق و زندان، نیروهای امنیتی مانع از فعالیتهای روزنامه نگاری و سایر فعالیتهای مدنی وی شده و کماکان تحت فشار و تهدید قرار دارد.

کانون حمایت ازخانواده جان باختگان و بازداشتی‌ها

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۶, جمعه

انتقال یکی از بازداشت شدگان عاشورای 88 به رجایی شهر


کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: معین محمدبیگی از بازداشت شدگان عاشورای سال 88، روز گذشته از زندان قزلحصار کرج، به بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) منتقل گردید.
به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، معین محمدبیگی در جریان وقایع روز عاشورای سال 88 بازداشت و به تحمل دو سال و نیم زندان محکوم شده بود.
وی در مردادماه سال گذشته و به منظور تحمل حکم محکومیت خود به زندان قرلحصار منتقل شده بود، و سرانجام با سپری شدن بیش از 10 ماه از دوران محکومیتش روز گذشته به بند ویژه امنیتی زندان رجایی شهر کرج منتقل گردید.

ایران پرس نیوز

طائب: خامنه ای می دانست تیم احمدی‌نژاد خطرناک است

article picture

با گذشت کمتر از دو سال از زمان تقلب به نفع احمدی‌نژاد: طائب: می‌دانستیم تیم احمدی‌نژاد خطرناک است

دیگربان:مهدی طائب مسئول «قرارگاه عمار» اعلام کرد که حامیان علی خامنه‌ای از شش سال پیش می‌دانسته‌اند که تیم محمود احمدی‌نژاد افرادی «خطرناک» هستند.
آقای طائب گفته که تیم احمدی‌نژاد از شش سال قبل می‌خواستند یک آقایی {احمدی‌نژاد} را به موضع امروزش بکشانند «ولی شش سال آقا با دم عیسایی او را نگهداشت.»
اظهارات این روحانی حامی رهبر جمهوری اسلامی در شرایطی ایراد می‌شود که در انتخابات سال ۱۳۸۸ محافظه‌کاران با تقلبی گسترده در حالی که به گفته طائب می‌دانستند تیم احمدی‌نژاد خطرناک است٬ وی را در قدرت نگاه داشتند و اعتراض‌ها را سرکوب کردند.
با گذشت کمتر از دو سال از آن زمان٬ حالا مهدی طائب و بسیاری دیگر از روحانیون می‌گویند که تیم احمدی‌نژاد با «رمالان٬ جن‌گیران و ساحران» در ارتباط بوده و مقابل رهبر جمهوری اسلامی ایستاده است.
پیش‌تر میرحسین موسوی ار رهبران جنبش سبز در جریان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود که دولت احمدی‌نژاد به دولت «رمالان و کف بینان» تبدیل شده که آقای خامنه‌ای در نماز جمعه ۲۹ خرداد سال ۱۳۸۹ به گفته‌های موسوی واکنش نشان داد.
خامنه‌ای که در آن روز‌ها هرگونه وابستگی دولت احمدی‌نژاد با رمالان را رد می‌کرد٬ در روز‌های اخیر دست نزدیکان خود برای افشای این وابستگی را باز گذاشته است.
به گزارش روز جمعه (۱۶ اردیبهشت) مهدی طائب که از روحانیون نزدیک به خامنه‌ای است در تازه‌ترین حملات علیه رئیس دولت دهم٬ از تیم وی با عنوان «جریان خطرناک انحرافی» یاد کرده است.
وی بدون آنکه نامی از احمدی‌نژاد ببرد به موضوع خانه‌نشینی ۱۱ روزه وی در اعتراض به ابقای حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات از سوی خامنه‌ای اشاره کرده و گفت که این کار رئیس دولت دهم «حرام» بود و وی باید بابت ایستادگی در برابر حکم خامنه‌ای «کفاره» بدهد.
مهدی طائب در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به احمدی‌نژاد گفت: «شما یک استغفار به خدا بدهکاری والا متصف به عدالت نیستی.»
وی همچنین بدون آنکه نامی از اسفندیار رحیم‌مشایی ببرد٬ اظهار داشت: «حاشیه‌ساز جریان انحرافی٬ آدم خطرناکی است. خطرناک، کسی است که ریاضت کشیده و از راه ریاضت به یک جاهایی رسیده است.»
به گفته طائب «این آقا {رحیم‌مشایی} از زاویه ریاضت آمده بود، البته کسی که ریاضت بکشد به یک توانایی می‌رسد، می‌تواند پیشگویی کند. این آقای حاشیه‌ساز در ریاضت‌ها قدرتی به دست آورده و آرام آرام در برخی افراد نفوذ می‌کند و آن‌ها را می‌برد مقابل رهبری بایستد.»
پارس دیلی نیوز

نتانیاهو: پس از بن‌لادن،خامنه ای بزرگترین تهدید برای دنیا است

article picture



نخست وزیر اسرائیل در مصاحبه با تلویزیون سی‌ان‌ان ‌گفت، فکر می‌کند که پس از مرگ اسامه بن لادن، جریان‌های افراط‌گرا در منطقه خاورمیانه ضعیف شوند. وی در این مصاحبه آیت‌الله علی خامنه‌ای را بزرگترین تهدید برای جهانیان دانست.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسراییل، در مصاحبه با فرستنده تلویزیونی آمریکایی سی‌ان‌ان به پرسش‌هایی درباره روند صلح خاورمیانه، تاثیر مرگ بن‌لادن بر سیمای جهانی تروریسم و نیز خطر کنونی برای دنیا پاسخ گفت. وی گفت، مرگ اسامه بن لادن به تروریست‌ها نشان می‌دهد که اعمالشان بی‌مجازات نمی‌ماند و این باعث تضعیف افراط‌گرایان می‌شود.
سی‌ان‌ان: کدام شخص بزرگترین خطر برای جهان است؟
نتانیاهو در پاسخ به پرسش خبرنگار سی‌ان‌ان در مورد خطرنا‌ک‌ترین شخص برای امنیت جهان پس از مرگ بن‌لادن، گفت: «بزرگترین خطر این امکان است که رژیمی اسلامی و خشونت‌گرا به سلاح اتمی دست یابد یا اینکه به بمب اتمی این رژیم افرادی دست یابند.» نخست وزیر اسراییل هشدار داد که اگر رژیم ایران به بمب اتمی دست یابد، دور تاریخ در جهان دگرگون خواهد شد و سرنوشت خاورمیانه و تمامی کره زمین به خطر خواهد افتاد.
نخست وزیر اسراییل در پاسخ به این پرسش که آیا احمدی‌نژاد بزرگترین خطر برای دنیاست گفت: «من فکر می‌کنم او تهدید بزرگی است، اما رییس او، خامنه‌ای، تهدید بزرگتری است.» وی گفت، در ایران این فکر و تعصب تزریق میشود که آمریکا "شیطان بزرگ" است و اسراییل "شیطان کوچک" و اروپایی‌ها هم "شیطان متوسط" و اینکه همه این شیاطین باید نابود شوند، اگر لازم باشد حتی با بمب اتم.
«تشدید تحریم‌ها و نشان دادن جدی بودن خطر حمله نظامی»

انتقال سید ضیا نبوی از زندان کارون اهواز




ضیا نبوی که چند روز پیش گزارش تکان دهنده ای درباره زندان کارون اهواز منتشر کرده بود در تماسی با خانواده اش از انتقال به زندانی دیگر که شرایط بهتری دارد خبر داد.
به گزارش تارنمای کلمه، در این زندان تنها ۲۶ نفر هستند که در اتاق هایی ۶ نفره و دارای تخت و هواخوری منتقل شده اند. این زندانیان امکان دو بار تماس تلفنی در هفته را داشته و وعده ملاقات حضوری با خانواده هایشان به ایشان داده شده است.
این انتقال اگرچه موجب کاهش بخشی از نگرانی های خانواده این زندانیان را فراهم کرده اما آنچه مهم است و در گزارش سید ضیا نبوی از زندان کارون هم برجسته بود، موضوع تنها معطوف به این دسته از زندانیان سیاسی نمیشود و ایجاب می کند که مسوولان قضایی نسبت به بهبود این شرایط غیر انسانی در این زندان و سایر زندان ها هرچه سریع تر خاتمه دهند.
رهانا

امید کوکبی، دانشجوی دکترا و برگزیده المپیاد در بند ۳۵۰ زندان اوین


امید کوکبی که از هموطنان اهل سنت و ترکمن است و هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی ندارد، بهمن ماه سال ۸۹ هنگامی که برای دیدار با خانواده اش به ایران سفر کرده بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و بیش از یک ماه در سلول انفرادی نگه داشته و سپس به بند ۳۵۰ منتقل شد.
به گزارش تارنمای کلمه، کوکبی که به «ارتباط با دولت متخاصم» و « کسب درآمد نامشروع» متهم شده است، از بزرگترین نخبگان فیزیک اتمی جهان و یکی از نخبگان المپیادی ایران است که حتی در دیداری که همراه با سایر نخبگان المپیادی با مقام رهبری ایران داشتند از وی تقدیر شده بود. وی با کسب رتبه ۲۹ در کنکور توانست به طور همزمان در دو رشته فیزیک و مکانیک در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کند.
وی فوق لیسانس خود را در آلمان و دکتری را در اسپانیا در رشته فیزیک اتمی در گرایش لیزر کسب کرد. پس از اتمام دکتری مجددا از وی برای ادامه تحصیل دعوت به عمل آمد که با توجه به این که دانشگاه تگزاس آمریکا بالاترین سطح علمی را در رشته فیزیک اتمی در میان دانشگاههای دنیا داراست در سال ۲۰۱۰ به این دانشگاه رفت.

اعتصاب سراسری 25 اردیبهشت ، فراخوان دانشجویان دانشگاه آزاد تهران

article picture


فراخوان دانشجویان سبز دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران همگام با اعتصاب سراسری 25 اردیبهشت دردانشگاه های کشور
در ادامه اعلام حمایت دانشگاه های کشور از فراخوان فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران و امیرکبیر برای برگزاری اعتصاب سراسری و اعتراض همزمان در روز 25 اردیبهشت، دانشجویان سبز دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، در طی بیانیه ای جداگانه به این حرکت اعتراضی پیوستند.
به گزارش صفحه فیس بوک 25 اردیبهشت دانشجویان دانشجویان سبز دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران از دانشجویان این دانشگاه خواسته اند که برای پایان دادن به وضعیت امنیتی دانشگاه ها، در روز یکشنبه مورخ اردیبهشت ماه، با تعطیلی کلیه کلاس های درسی خود و حضور در مقابل درب دانشکده علوم انسانی در ساعت 12، همدلی و اعتراض خود را نشان دهند.
متن بیانیه به شرح زیر می باشد:
به نام آزادی
همراه شو عزیز....
ما دانشجویان سبز دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، همبستگی خود را در راستای حمایت از بیانیه های دیگر یاران دبستانیمان اعلام می داریم و از کلیه دانشجویان آزادی خواه در سراسر میهن عزیزمان می خواهیم اراده و یکپارچگی خود را بار دیگر به رخ بد طینتان دورو بکشانند ... وقت است که برخیزیم، دستان بر افشانیم.....
از این رو برای رسیدن به حقوق پایمال شده ی دانشجویی و پایان دادن به وضعیت امنیتی دانشگاه ها، در روز یکشنبه مورخ 25 اردیبهشت ماه، با تعطیلی کلیه کلاس های درسی خود و حضور در مقابل در مقابل درب دانشکده علوم انسانی در ساعت 12، همدلی و اعتراض خود را نشان می دهیم
از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم
15 اردیبهشت 1390
جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه علوم و تحقیقات تهران
شایان ذکر است پیش از این هشت دانشگاه مختلف از این حرکت اعتراضی با صدور بیانیه هایی مجزا حمایت نموده اند
هشت تشکل منتشر کننده بیانیه ها تا هم اکنون:
جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران
دانشجویان سبز دانشگاه امیر کبیر و دانشجویان معترض دانشگاه امیر کبیر
دانشجویان سبز دانشگاه بوعلی همدان
دانشجویان سبز دانشگاه گیلان
دانشجویان سبز دانشگاه آزاد اسلامی ساری
دانشجویان سبز دانشگاه آزاد اسلامی رباط کریم
انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اسلامی پیشوا- ورامین
دانشجویان سبز دانشگاه آزاد لاهیجان
آدرس فیس بوکی صفحه 25 اردیبهشت
http://www.facebook.com/25ordibehesht
http://parsdailynews.com/82914.htm
 

گرگ ها به جان هم افتادند:احتمال رویارویی خیابانی حزب‌الله با دولتی‌ها

article picture


جریان حزب‌الله اعلام کرد به تیم محمود احمدی‌نژاد اجازه نخواهد داد تا مراسم عزاداری دختر پیامبر اسلام را در میدان منیریه تهران برگزار کند.
آن‌طور که برخی رسانه‌های محافظه‌کار گزارش کرده‌اند جمعیت هلال احمر به ریاست ابوالحسن فقیه قصد دارد روز شنبه آینده (۱۷ اردیبهشت) در میدان منیریه شهر تهران مراسم عزاداری برگزار کند.
به گزارش دیگربان، سایت «عماریون» که دیدگاه‌های جریان حزب‌الله را منعکس می‌کند با اعلام این خبر هشدار داده که «جریان منحرف نفوذی» قصد دارد با برگزاری چنین مراسمی «اقدام به هیاهو بر ضد جریانات مذهبی امت حزب‌الله کند.»
این سایت اعلام کرده که «امت حزب‌الله مانع از هرگونه بهره‌برداری جریان منافق و ضدولایت فقیه از روز شهادت حضرت زهرا در این روز که نماد اصیل دفاع از ولایت است٬ خواهد شد.»
وبلاگ «دوستدران حاج منصور ارضی» نیز با اعلام این خبر نوشته قرار است در این مراسم «نیروهای این سازمان خلال جمعیت {جمعیت هلال احمر}» حضور داشته باشند.
در صورتی که تیم احمدی‌نژاد به برگزاری این مراسم اصرار داشته باشد٬ باید منتظر نخستین رویارویی خیابانی هواداران احمدی‌نژاد و حامیان علی خامنه‌ای در خیابان بود.
همه ساله در روز «شهادت» دختر پیامبر اسلام حامیان خامنه‌ای در میدان ولیعصر تهران اقدام به برگزاری مراسم عزاداری می‌کنند که به نظر می‌رسد تیم احمدی‌نژاد تصمیم گرفته مراسمی موازی با آن برگزار کند.پیش‌تر برخی سایت‌های حامی احمدی‌نژاد تهدید کرده بودند در صورتی که فشار‌ها به رئیس دولت دهم افزایش یابد حامیان وی به خیابان‌ها آمده و پاسخ مهاجمان را خواهند داد.
پارس دیلی نیوز

شکنجۀ وحشیانۀ یکی از جوانان زندانی توسط خادم معاون زندان گوهردشت کر

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" شکنجۀ وحشیانۀ یکی از جوانان زندانی در بند 3 زندان گوهردشت کرج در مقابل چشمان سایر زندانیان برای مدت طولانی ادامه داشت.

روز پنجشنبه 15 اردیبهشت ماه حوالی ساعت 06:30 صبح احمد رضا گرشاسپی جوان زندانی در سالن 7 بند 3 زندان گوهردشت کرج در حالی که در خواب بسر می برد بطور وحشیانه مورد یورش 5 پاسداربند قرار گرفت.نوجوان زندانی احمدرضا گرشاسپی 20 ساله توسط پاسداربندها از تخت خواب پایین کشیده شد و در حالی که با باتون او را مورد ضرب وجرح قرار می دادند و بر زمین می کشانند به بیرون از سلول بردند.
5 پاسداربند مذبور ابتدا به جوان زندانی از پشت دست بند زدند وسپس او را به حالت قپونی در آوردند. پاسداربندها او را دایره کردند و شروع به زدن وی با باتون نمودند ضرب و جرح و شکنجۀ وی برای مدت طولانی ادامه داشت.پس از آن برای در هم شکستن این زندانی قصد شکنجۀ جنسی او را در مقابل چشمان سایر زندانیان داشتند. پاسداربندها چند بار اقدام به پایین کشیدن شلوار این زندانی نمودند که با مقاومت شدید او و اعتراض سایر زندانیان مواجه شدند.

تلاش سپاه پاسداران در عرصه تجارت سیاه بین المللی

article picture

سپاه پاسداران جمهوری اسلامی بر شرکتهای ایرانی تسلط پیدا نموده و آنها را به قسمتی از عوامل خود در صحنه بین المللی تبدیل مینماید.


طی سال اخیر، سپاه پاسداران تلاش روز افزونی برای توسعه فعالیت‌های خود در زمینه اقتصادی در ایران و همچنین یافتن تسلط بر چندین و چند شرکت اقتصادی مبذول داشته است. این تلاش دو دلیل اصلی دارد. اولاً، سپاه مایل است به موازات نفوذ روز افزون نمایندگانش در مجلس و در صحنه سیاسی، یک پایه اقتصادی وسیع و مستقل برای فعالیت‌های خود تأمین نماید.

تمدید قرار بازداشت یک معلم آذربایجانی

قرار بازداشت الیاس طالبی معلم آذربایجانی پس از گذشت ۸۰ روز از بازداشت به مدت دو ماه دیگر تمدید شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، خبرگزاری حقوق بشر ایران، این فعال مدنی در مکالمه تلفنی با خانواده خود، از تمدید قرار بازداشت موقتش در روز چهارشنبه ۱۴ اردی بهشت ماه خبر داد.
ماموران وزارت اطلاعات خانواده وی را تهدید کردند در صورت رسانه‌ای شدن بازداشت و سایر موارد این مهم، حکم صادره توسط دادگاه انقلاب افزایش می‌یابد؛ این در حالی است که مسئولان قوه قضائیه همواره از استقلال این قوه و قضات آن در مجالس و محافل مختلف سخن می‌گوید.
الیاس طالبی از فارغ التحصیلان رشته علوم دامی از دانشگاه آزاد مرند است و هم اکنون معلم مدارس غیر انتفاعی تبریز نیز می‌باشد.
طالبی در شامگاه روز یکشنبه ۲۴ بهمن ماه سال گذشته و به اتهام تحریک جوانان محله "خانه چوبی" در شهرک باغمیشه تبریز توسط نیروهای امنیتی و قضایی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز منتقل شده است.
خانواده این زندانی می‌گویند در تماس وی با منزل متوجه بیماری وی که موجب سرفه‌های شدیدی نیز می‌شود؛ شدند و این موضوع موجب نگرانی ایشان در خصوص سلامت این زندانی شده است.
هرانا

دو شهروند در ساری اعدام شدند




پرونده این شهروندان پس از بازداشت در دادگاه انقلاب شهرستان ساری مورد رسیدگی قرار گرفت و پس از تایید حکم به اجرا در آمد.
به گزارش خبرگزاری مهر، دادستان عمومی و انقلاب مرکز مازندران، حجت الاسلام اسدالله جعفری گفت: این احکام مربوط به افرادی است که در خرید و فروش مواد مخدر فعالیت داشتند.
وی هم چنین خاطر نشان کرد که «یکی از برنامه های نظام مقدس جمهوری اسلامی برای صیانت از دستاوردها و حفظ ارزشها، مبارزه با مواد مخدر و سوداگران مرگ است و دستگاه قضایی به عنوان بخش مهمی از حاکمیت به حکم قانون و بر اساس مطالبات مردم به وظایف قانونی خود قاطعانه عمل خواهد کرد

رهانا

اطلاعیه کمیته اقوام وملل ایرانی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران



حمله شبانه نیروهای امنیتی به خانه بهزاد نبوی




بدنبال فراخواندن بهزاد نبوی به زندان اوین شب گذشته عده ای به خانه وی حمله و کتاب و جزوه و مدارک وی را بردند.
به گزارش جرس، بهزاد نبوی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، با حدود هفتاد سال سن و ناراحتی های جسمانی ناشی از سالها شکنجه در زندان های قبل و بعد از انقلاب، به اوین فرا خوانده و به بند دو الف منتقل شد.
بهزاد نبوی، یک روز پس از انتخابات بازداشت شده و روانه زندان اوین شد. وی در دادگاه بدوی به ۶ سال زندان محکوم شد و در دادگاه تجدیدنظر حکم بهزاد نبوی به ۵ سال زندان مبدل گردید
وی که از شاکیانِ پروندۀ یکی از سردارانِ مداخله گرِ سپاه در انتخابات است، مدتی پیش از زندان اوین برای مرخصی استعلاجی آمده بود.
جرس

Incarcerated Student Zia Nabavi:"Mr. Larijani, This is Karun Prison Where The Lines Between Humanity & Barbarity Are Blurred

In a heart breaking, open letter written to Mohammad Javad Ardeshir Larijani, the Head of the Human Rights Council for Iran's Judiciary and top adviser to the Supreme Leader, Ziya Nabavi incarcerated student, deprived of the right to an education, paints a gut wrenching picture of the inhumane and unbearable conditions at Karun prison in the city of Ahvaz, stating that never before in his life had he heard about, read about or experienced anything quite like it.

Zia Nabavi was arrested on the night of June 14th, 2009, protesting the rigged presidential elections. He was sentenced to 15 years prison and sent to exile at Karun prison in January 2010 by the 26th branch of the Revolutionary Court presided over by Judge Pir Abbasi. His sentence was later reduced to 11 years by the Appeals Court; a sentence that is shocking given Ziya's calm and rational nature and given that his only crime was to stand up for students deprived of the right to an education. Ziya was also charged with collaboration with the MKO and as a result sent to exile in Karun, a charge that he has vehemently and repeatedly denied to date. Zia has also expressed his aversion for the MKO on numerous occasions. 

Zia Nabavi, incarcerated student deprived of an education is only 26 years old.  He is enduring one of the most inhumane prisons in Iran. Though we continue to hope and dream that the prison conditions for all prisoners in Iran 
improve, we cannot turn our back on the great injustice endured by Zia Nabavi, one of the elite engineering students in Iran. If nothing else, we must demand that at minimum the terms of his incarceration be fair and the conditions humane.

The complete content of Seyed Zia Nabavi's letter provided to Kaleme is as follows:

To Mr. Mohammad Javad Ardeshir Larijani, Head of the Human Rights Council for Iran's Judiciary,

The letter you find before you has a long and detailed history. When I look back to the past, to October 2010 when I was first exiled to Karun prison, I realize how many moments I spent contemplate about writing such a letter. Of course it goes without saying that there is a significant difference between contemplating something and actually doing it - a state of uncertainty characteristic of human behavior, one that often creates doubt, suspicion and apprehension, rendering us ineffective. On a personal level, writing this letter was far from easy, for every time I took pen to paper with the intent to write a few lines of criticism, I kept questioning myself and whether it was the right thing to do. I kept wondering what the purpose of writing such a letter was and if the conditions could indeed ever change. I kept ruminating over what my role should be. Who was I to criticize? Was I capable of expressing my thoughts on paper? Did anything I have to say carry any weight?

Believe me when I say that in the months since my exile to Karun prison, I have often struggled with what I should do and how I should react in the face of the inhumane, unbearable and disastrous conditions at this prison. Of course, since my arrival, I have discussed the prison conditions with the Karun prison officials and judicial authorities, an act that has led to some positive results. The conditions in this prison are however, so utterly out of the realm of what is considered appropriate, that I doubt that things will be resolved even with the determination of the entire prison authority. We need a new approach and higher levels of authority in order to bring about the sorely needed changes.

I am fully aware that when reading this letter, your impression of the motives of the author will strongly determine your reaction. If I were to dare and put my hope in this letter having any positive effect, it would be with the knowledge that you would read this letter with an empathetic point of view; though I realize that your reaction to this letter is out of my hands, for frankly any effort on my part to defend my motives (motives that are unclear even to me), would be immoral and incorrect to say the least.

Perhaps it's best if you ignore my intentions altogether and look at it from a more objective point of view. I can guarantee if nothing else, that I have not exaggerated my account of the conditions at Karun prison and when describing the shortcomings, though I may have inadvertently omitted something, I have not added anything that does not exist. For exactly this reason, I have chosen to limit the content of this letter to my personal experiences of the conditions at ward 6 in Karun prison where I am currently incarcerated.  It goes without saying that in addition to the general challenges associated with this ward, I am dealing with my own unique set of problems related to the shortcomings of my legal case. Since discussing my case is beyond the scope of this letter, I will not delve into that matter here.

The most significant challenge facing Karun prison in Ahvaz is the intense overcrowding and population density in for example ward 6, where I am currently incarcerated. Based on the number of beds available, this ward has a maximum capacity of 110 prisoners, but on average more than 300 prisoners are held in this ward at all times; in other words three times the maximum capacity allowed! Obviously, such a large population has a hard time fitting in the rooms even when standing, and as a result of the overcrowding many sleep on the floors ( I myself slept without a bed for six months) and a third of the prisoners sleep outside in the courtyard.  This means that the entire area allocated to prisoners seeking fresh air is covered with prison blankets and large number of prisoners are forced to spend day and night outdoors regardless of the weather conditions - and when it rains at night, with nowhere else to sleep, many of these prisoners are forced to take refuge in the prison kitchen, bathroom or showers. Believe me when I say that even witnessing such an event is horrific.  These days the only thing that makes me happy is knowing that I am alive and being grateful that I have never had to endure sleeping outside in the courtyard or in the bathroom like so many other prisoners.

The overcrowding at the prison has resulted in the commingling of prisoners and although ward 6 is referred to as a "security" ward, only 1/6 of the inmates are charged with political or security related crimes, the rest of the inmates are there on drug related charges or theft.  Of course one of the three rooms at the prison has been assigned to political prisoners and prisoners incarcerated on security charges. However, with the exception of the sleeping quarters, all prisoners share the courtyard, kitchen, bathrooms and showers.

The prisoners charged with theft and drug related crimes have their own specific set of problems such as addiction, dangerous illnesses and other hygienic challenges, generally not witnessed with political prisoners, making proximately with these prisoners very difficult and problematic for political prisoners sharing the same space.  It is worth mentioning that Ahvaz has a second prison dedicated to prisoners charged with financial crimes. This prison has much better hygienic conditions and would without a doubt have been a more logical location for the incarceration of political prisoners and prisoners charged with security crimes.

The courtyard where prisoners can take advantage of fresh air in ward 6 measures 8 x 15 meters and given the overcrowding in this ward this translates into 3 prisoners per square meter of area assigned for fresh air. As previously mentioned, as a result of lack of space and the over population, this area has been converted into living quarters for many prisoners.  Only someone who has experience prison life understands what a torture it is to be deprived of fresh air and a small area for walking a few steps and stretching your legs.  In addition, the outside courtyard is covered with a ceiling joist made of round iron bars that form a melded mesh. Though designed to prevent prisoners from escaping, it limits the amount of fresh air, resulting in extreme heat during the hellish summers in Ahvaz, converting the courtyard into an oven. Sadly there is also no shaded area, leaving many prisoners exposed to the strong sunlight.  The mesh ceiling also deprives all prisoners of the one limited pleasure of peering into the blue sky, making them feel like caged animals.

The hygienic conditions at this prison are non existent.  One can honestly not expect much more from such an old prison given the overcrowding and the types of prisoners it holds. Some of the prisoners who lived simple lives outside of prison, are used to these conditions and have easily adapted to their surroundings. These individuals never shower, do not change their clothes, do not use any kind of soap and walk around bare foot even when entering the bathrooms and other areas. Given their presence, I am sure you can begin to get a picture of the hygienic conditions in this ward.  The bathrooms at ward 6 are also very dirty and sub par. In order to use the bathrooms or take a shower, one is forced to queue for hours on end. The running water in the shower is often cold. The bathroom sinks consist of 6 old, cold water taps in a row that drain into a highly contaminated waterway.  Oddly enough this small area is used for multiple purposes.  Just try and imagine a two meter area where someone is washing their hands, another drinking water, someone brushing their teeth, another washing dishes, someone cleaning himself for prayer, another shaving, someone washing and draining their rice, while another blows his nose - though a nauseating thought, for those who experience it, there is sadly no escape.

Another significant challenge at ward 6 is the sewage systemAs a result of the inadequate sewage system, living with mice and cockroaches has become common place for prisoner at ward 6. A much more serious problem, however, is that the sewage system clogs once every so often and pours out into the courtyard covering the area where prisoners are sleeping; it's smell filling the entire outside area and lingering for hours on end. In all honesty, at times the contamination and stench is maddening, rendering a whiff of fresh air into an unattainable dream.

Although breathing the same air as so many other prisoners, filled with cigarette smoke in such a confined and limited environment is torture in itself, when mixed with the stench of sewage it becomes even more unbearable, particularly if it begins to rain heavily, turning the courtyard into a swimming pool and making it impossible to move back and forth to the bathrooms and toilets without a handcart.  What is even more heart breaking is that despite the sewage covering the entire outside area, the prisoners are forced to once again lay out their belongings and sleep and eat in this area day in and out. 

I won't speak of the food in prison as my observations may be interpreted as based on my personal preferences. Suffice to say that the honorable prison cook will not even bother himself with peeling the potatoes used in the food. The prison store rarely provides fresh fruit and on average after much conflict, at best, each prisoner is left with a kilo of fruit every six weeks, making illnesses caused by vitamin deficiency common place in prison.

Cooking in prison has its own set of challenges.  Firstly, there are no refrigerators for storing fresh food, making it very challenging to cook, particularly during the warmer months. Although this problem did not exist in the past and apparently all prison refrigerators were removed after inspectors found drugs in one of them. Though the rationale is very similar to removing all cars from the street as a result of finding drugs in only one of them! The kitchen provided for cooking, apart from being dirty, is very small, approximately 3 square meters, making cooking in it questionable at best.

There are also many hardships when it comes to communication. For one thing, the prisoners have no access to newspapers or magazines and they are banned from receiving any from the outside world.  The prison authorities also impose many restrictions on books.I personally have not been able to receive books that are of interest to me; books that are not controversial in any way as they are in the area of  philosophy, physics and literature.  When it comes to access to telephones, each prisoner in ward 6 has access to phones for only 3 minutes a week.  It goes without saying that 3 minutes is insignificant for someone who is thousands of miles away from their loved ones. Even this insignificant amount of time, is taken away from all prisoners as a result of unforeseen circumstances, rendering prisoners incommunicado.  I was been deprived of all telephone privileges at Karun prison for a long period of time and banned from leaving my sleep area and using the library at prison. 

What occurs behind these prison walls is "indescribable" and impossible to convey! Until I was forced to live it, I had never in my life experienced such a thing, read about it or heard about anything quite like it.  Such a prison has never been depicted in any movie or any book. It was inconceivable to me that such a place cold even exist! I suppose this tragedy stems from individuals being forced to spend every single living moment under such unbearable conditions, in a small, confined and contaminated environment, overcrowded with conflicting prisoners of all kinds.  I have a hard time describing a place that lacks even fresh air or a small area where prisoners can take a few steps.

In the past months I have spent in this prison, I have sometimes spend night and day pondering on my thoughts and behavior; a process that has made me come to surprising conclusions.  I feel as though my life is slowly drifting from one in which I live like a human to one in which I am being treated like an animal; the instinct for self preservation and the desire to survive having become my main drive and concern.  It feels as though there is nothing else to worry about except to stay alive. When I leave my room, for example, I try very hard not to look at anyone, to avoid making eye contact. If anyone sleeping in the courtyard addresses me, I pretend as always not to hear their request and ignore them rudely. When in line for the showers or the use of toilets, I find myself fighting like prehistoric humans, while trying at all times to limit contact as much as possible. Believe me when I say that though I am not a picky person in the least bit, here I feel as though one must be fearful of even breathing the air.  On winter nights, when I would stare at the prisoners sleeping exposed to the piercingly cold winter air, two or three squirming under one damp, dirty blanket, I was left shocked at my lack of pity and compassion for others. It felt as though I had completely accepted that this is and will always be the fate of the world and humanity at large.  How can one be ethical in a place where humans don't have the courage, if only for one moment, to put themselves in the place of others?

Perhaps I have said enough... there is so much left to say, but given my fear that expressing them will only render this letter less effective, I will refrain from saying more... My hope in writing this letter is to bring the attention of the authorities to this catastrophic situation and in doing so improve the unbearable conditions at Karun prison; conditions so unfortunate that they can only be explained as "bordering between humanity and barbarity", living like a human versus living like an animal.

Zia Nabavi
Karun prison, Ahvaz

عسل اسماعیل‌زاده در بند وزارت اطلاعات در زندان اوین نگهداری می شود




عسل اسماعیل زاده، فعال سیاسی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، در ستاد تجریش مهندس میرحسین موسوی فعالیت می‌کرد، روز ۱۲ اردیبهشت توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شده است و ماموران بعد از دستگیری وی با مراجعه به منزل او و تفتیش خانه‌اش، وسایل شخصی او را ضبط نمودند.
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، تاکنون دلایل بازداشت و اتهامات وی به خانواده‌اش اعلام نشده است.
با گذشت دو سال از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ همچنان شاهد بازداشت فعالان سیاسی و اجتماعی هستیم و در حال حاضر تعداد بی‌شماری فعال سیاسی و اجتماعی که پس از برگزاری انتخابات به بازداشت نهادهای امنیتی در آمده بودند، با حکم‌های حبس طولانی مدت از سوی دادگاه انقلاب در زندان به سر می‌برند.
رهانا

صدور پانزده ترم محرومیت از تحصیل برای دانشجویان دانشگاه فردوسی




احکام صادر شده مبنی بر محرومیت از تحصیل برای دانشجویان فعال دانشگاه فردوسی، عموما به دلیل شرکت یا رهبری تظاهرات ٢۵ بهمن صادر شده اند.
تارنمای جرس، اسامی دانشجویان محروم شده از تحصیل را اینگونه اعلام کرده است: نیما نعیمی، مهندسی عمران ٨٨، دو ترم محرومیت از تحصیل، آرمین فرخ پی، مهندسی کامپیوتر ٨٧، دو ترم محرومیت از تحصیل، فاطمه خانی، مهندسی صنایع ٨٧، دو ترم محرومیت از تحصیل، حسام طالبی، مهندسی مواد ٨٧، دو ترم محرومیت از تحصیل، علی منصوری، مهندسی شیمی ٨٧، دو ترم محرومیت از تحصیل، عرفان راستی، مهندسی مواد ٨٨، دو ترم محرومیت از تحصیل، مرتضی تقدیسی، مهندسی مکانیک ٨٧، یک ترم محرومیت از تحصیل، بهنود حقیقی، ارشد مهندسی مکانیک، یک ترم محرومیت از تحصیل ،فربد فضایلی، کامپیوتر ٨٧، یک ترم محرومیت از تحصیل.
شایان ذکر است پیش از این، در اول اسفند ٨٩ ماموران امنیتی با ورود به خانه های پدری علی منصوری و محمد هرمززاده، این دانشجویان را بازداشت کردند و این دانشجویان ۱٨ روز در سلول انفرادی در بازداشتگاه اطلاعات مشهد زندانی بودند.
جرس

احضار مجدد سید عماد هاشمی فعال فرهنگی دانشگاه شهرکرد به اداره ی اطلاعات شهرکرد



در آستانه ی انتخابات کانون های فرهنگی هنری دانشگاه موج جدیدی از فشارها بر فعالین فرهنگی وارد شده است . عماد هاشمی یکی از فعالین فرهنگی دانشگاه است که به شدت با طرح تجمیع کانون های فرهنگی هنری مخالفت کرد.
به گزارش دانشجو نیوز،فشار بر فعالین دانشجویی دانشگاه شهرکرد در چند ماه اخیر به شکلی فزاینده بوده است بطوریکه ۱۰ فعال سیاسی این دانشگاه در مجموع ۱۶۰ ساعت بازجویی شده اند .
در ۶ ماه اخیر بارها دانشجویان و فعالان دانشگاه شهرکرد بازجویی شده و مورد بازداشت قرار گرفته اند.

دانشجو نیوز

زخمی شدن سه شهروند کرد بر اثر انفجار مین




روز چهارشنبه ۱۴ ارديبهشت‌ماه بر اثر انفجار مين در اطراف شهرهای مريوان و ديواندره از توابع استان کردستان سه شهروند کولبر کرد زخمی شدند.

به گزارش زمانه، عطا و کمال محمدی دو تن از کولبران و افراد کاسب، هنگام عبور از منطقه مرزی قولقوله مريوان بر اثر انفجاری مين زخمی شدند.
گفته می‌شود در اين رويداد عطا محمدی يکی از پاهای خود را از دست داده و کمال محمدی به علت شدت جراحات وارده، روانه يکی از بيمارستان‌های سنندج گرديده است.

ماموستا سیف الله حسینی روحانی سنی با پایان دوره‌ی محکومیت آزاد شد



ماموستا سیف الله حسینی که از علمای محبوب و با نفوذ شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه می باشد پس از گذراندن دوران محکومیت حبس خود که مدت ۲ سال و ۶ ماه بود، روز شنبه (۱۰ اردیبهشت) از زندان دیزل آباد آزاد شد.
به گزارش تارنمای «سنی آنلاین» ماموستا حسینی که عضو شورای رهبری مکتب قرآن کردستان نیز می باشد، در سال ۸۷ و به اتهام برگزاری نماز جمعه غیرقانونی در حاشیه شهرستان جوانرود استان کرمانشاه، توسط دادگاه ویژه روحانیت این استان به ۲ سال و ۶ ماه حبس و ۶ سال تبعید به شهرستان “سمیرم” اصفهان محکوم شده بود.

سنی آنلاین

خودکشی و مرگ یک پرستار جوان که به بهانه عدم رعایت حجاب اخراج شده بود

article picture


حاکمیت استبداد دینی واپسگرا، حالا دیگر جان زنان جوان را نیز می گیرد. پرستار جوانی به دلیل نوع پوشش از کار اخراج می شود و بدلیل عدم امکان بازگشت به کار دست به خودکشی می زند.
جهان زن :مسئول این حادثه دلخراش و این مرگ جانگداز، حاکمیت اسلامی است که آزادی پوشش را نیز از همگان سلب کرده است. تاریک اندیشان هر روز به فکر این هستند که چگونه فشار بر زنان و مردان کشور را افزایش دهند و در این رابطه تحت فشار قرار دادن زنان چه در خیابان، چه در اداره و محیط کار و چه در دبیرستان و دانشگاه به یکی از مشغولیت های روزمره ی یک عده عقده ای تبدیل شده است. باید که این بساط تاریک اندیشی و استبداد را برچید.
منبع حکومتی:پرستار جوانی که به دليل عدم رعايت حجاب اخراج شده بود، با قرص برنج خودکشی کرد
يکی از پرستاران بيمارستان امام حسين به دليل اخراج از کار با خوردن قرص برنج خودکشی کرد. پيگيري های خبرنگار ما نشان می دهد به دنبال اخراج آ. پرستار شاغل در بيمارستان امام حسين و بی نتيجه ماندن پيگيري هايش برای بازگشت دوباره به کار باعث شد وی با خوردن قرص برنج دست به خودکشی بزند .
با انتقال فرد مذکور به بخش اورژانس بيمارستان امام حسين پزشكان و همکارانش بلافاصله تلاش براى نجات جان وی را آغاز كردند اما تلاش همکاران وی برای نجات جانش نتيجه نداد و او به خاطر شدت مسموميت جان سپرد.اين حادثه موجی از ناراحتی را در اين بيمارستان در پی داشته است.
شنيده ها حاکی از آن است که علت اخراج اين پرستار عدم رعايت پوشش مناسب و بدحجابی بوده است . پيگيريهای خبرنگار ما از مسئولان بيمارستان امام حسين برای کسب علت اين حادثه و دليل اخراج پرستار بی نتيجه بوده و بعضا با تهديدهايی هم همراه بوده است.
گفتنی است قرص‌های برنج به منظور حفظ و نگهدارى برنج در انبارها و جلوگيرى از تخريب آن‌ها توسط حشرات و همچنين دفع آفات ساير غلات انبار شده استفاده مي‌شود‌. به براساس اين گزارش، امروزه به دليل موجود بودن‌ اين قرص‌ها در منازل و دسترسى آسان،‌ به عنوان وسيله‌ايى براى خودكشى استفاده شده و جوانان با درگيري‌هاى بسيار جزيى به خوردن اين قرص‌ها اقدام مي‌كنند‌.
آخرین نیوز

تجمع مجدد خانواده فعالین کارگری بازداشت شده، در مقابل اداره اطلاعات

article picture

بعد از تجمع چهارشنبه 14/2/1390، باز هم صبح روز پنج‌شنبه 15 اردیبهشت ماه، تعداد 30 نفر از دوستان و خانواده‌ی چهار فعال کارگری بازداشت شده در مقابل اداره اطلاعات سنندج دست به تجمع زدند.


در این تجمع آن‌ها دوباره خواستارِ آزادی بی‌قید و شرطِ وفا قادری، خالد حسینی، غالب حسینی و یدالله قطبی شدند. تجمع کنندگان با نوشتن خواست‌های‌شان و تحویل آن به اداره‌ی اطلاعات گفتند: "در صورت ادامه بازداشتِ فعالین کارگری، اعضای خانواده آن‌ها با تعداد بیشتری مقابل اداره اطلاعات تجمع خواهند کرد" .

هم‌چنین در این تجمع نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها حضوری گسترده داشتند و خواستار متفرق شدن تجمع کنندگان بودند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

برگزاری دادگاه چهار فعال سیاسی در تبریز



روز گذشته  جلسه‌ی رسیدگی به اتهامات دکترغفار فرزدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز، مهندس وحید شیخ بگلو، دکتر باقر صدری نیا، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز و عباس پور اظهری در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز برگزار شد.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران»‌افراد مذکور به همراه وکلای خود آقایان احمد ارشدی، نقی محمودی و حسن فرهودی نیا، رأس  ساعت ۹ صبح در دادگاه انقلاب تبریز حاضر واز اتهامات وارده به خود مبنی بر تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و عضویت در گروههائی که قصدشان برهم زدن امنیت داخلی کشور است، دفاع کردند.
دستگاه امنیتی، علت دستگیری این افراد را همگرائی فعال ملی آذربایجان با فعالان ملی _مذهبی آذربایجان اعلام کرده است.

رهانا

تقدیر نمایندگان سنا و کنگره آمریکا از حسین رونقی ملکی




نماینده جمهوری خواه سنا، سناتور مارک کرک و نماینده دموکرات سنا، خانم جیلیبرند روز گذشته از حسین رونقی، نابغه ایرانی که همینک در زندان به سر می برد تقدیر به عمل آوردند. از این طرح که به حمایت از مساله حقوق بشر در ایران در سنای امریکا و توسط این دو سناتور مطرح شده است ، نمایندگان کنگره آقایان دولد و داچ نیز حمایت کرده اند‬.
به گزارش «کمپین حمایت از حسین رونقی ملکی و زندانیان بیمار» سناتور مارک کرک نماینده ایالت ایلینوی پیش از تصویب این طرح دقایقی به سخنرانی پرداخت و  از حسین رونقی ملکی که در زندان اوین به سر می‌برد سخن گفت.
وی در ابتدا با یاد کردن از ندا آقاسلطان گفت: «بسیاری از شما به خاطر دارید که حاکمیت ایران زن جوانی به نام ندا را در خیابانهای تهران به قتل رساند. ندا برای اعتراض به نتایج دزدیده شده انتخابات ریاست جمهوری کشته شد. و تنها ندا نبود. حکومت استبداد، هر روز بنیادی‌ترین موارد حقوق بشر مردم ایران را نقض می‌کند – مردان، زنان و کودکانی که خواهان آزادی‌هایی هستند که برای جوامع آزاد مطالباتی پیش پا افتاده بشمار می‌روند.»
وی سپس به  وضعیت وبلا‌گ‌نویس زندانی رونقی ملکی اشاره  کرد و در مورد او گفت: «حسین رونقی مالکی، جوانی بیست و پنج ساله است که جزو اولین و جوانترین وبلاگ‌نویس‌هایی بود که سانسور اینترنتی حاکمیت را به چالش کشید. امروز او در زندان مخوف اوین، حبسی ۱۵ ساله را می‌گذراند. سلامت او نیز به دلیل داشتن عفونت کلیوی به خطر افتاده است.»
وی به زندانیان سیاسی دیگر نیز اشاره کرد. نوید خاننجانی و جعفر پناهی که اکنون در بیرون از زندان به سر برده و محکوم به زندان شده‌اند و وکیل برجسته‌ی ایرانی نسرین ستوده که در زندان اوین محکومیت ۱۱ سال خود را سپری می‌کند. سناتور کرک در مورد ستوده گفت: «نسرین ستوده وکیلی ۴۷ساله است که فعال حقوق زنان و مادر دو کودک است. او به دلیل دفاع از تظاهر کنندگان، فعالان حقوق بشر و کودکان محکوم به اعدام به یازده سال ز ندان محکوم شده است.»
این سناتور آمریکایی خواستار آن شد که «به ‌زودی نام  این زندانیان بر سر زبانها بیافتد.
وی در ادامه سخنان  خود گفت: «دفتر من برنامه آگاهی معترضان ایرانی را آغاز کرده است. هدف ما این است که این اسم‌ها و چهره‌ها را معرفی کنیم. داستان آزاردیده‌ها، معترضان و زندانیان سیاسی را روایت کنیم.‌»
وی در پایان گفت: «ما امریکایی‌ها با کمک یکدیگر می‌توانیم ارزشهای اساسی خود مانند آزادی بیان، حقوق زنان و ارزشمند بودن هر فرد را با حمایت از حسین و نسرین و مردم ایران و بیانیه جهانی حقوق بشر بسط و توسعه دهیم.»
فیلم این سخنرانی را از این‌جا ببینید.
رهانا

صدور احکام حبس تعلیقی برای سه معلم


بر اساس  رای صادره از این دادگاه که روز پنجم اردیبهشت تشکیل شد  آقای سعید جهان آرا  به یک سال حبس تعلیقی و آقایان اصغر محمد خانی و علی نجفی هر کدام به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده‌اند.
به گزارش «خانه حقوق بشر ایران» دوازدهم اردیبهشت مصادف با روز بزرگداشت مقام معلم  طی تماس تلفنی آقایان اصغر محمد خانی و سعید جهان آرا و علی نجفی  سه فعال حقوق معلمین در همدان جهت ابلاغ رای به شعبه اول داسرای انقلاب دادگستری همدان احضار شده بودند.
این معلمان سال  گذشته همزمان با آغاز هفته بزرگ‌داشت مقام معلم و به متعاقب  صدور بیانیه شورای هماهنگی  تشکل‌های صنفی معلمان ایران بازداشت شده  و  پس از طی بازجویی‌های اولیه و چند روز انفرادی به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار بیانیه   تا تشکیل دادگاه با قید وثیقه  آزاد شده بودند.
لازم به ذکر است دادگاه از اعلام کتبی رای  خودداری کردهه و آن را  به صورت شفاهی و با اخذ امضاء به این افراد اعلام کرده است.

رهانا

پیام تسلیت 350 تن از فعالان مدنی، جنبش زنان و وبلاگ نویسان به مادر و برادر بهاره علوی


تغییر برای برابری ـ همزمان با هفتمین روز درگذشت بهاره علوی، دوست و همراه کمپینی‌مان 350 تن از فعالان مدنی، جنبش زنان و وبلاگ نویسان پیام تسلیتی خطاب به مادر و برادر بهاره ارسال کردند که متن آن در پی می‌آید.


تسلیت جمعی از فعالان مدنی، جنبش زنان و وبلاگ نویسان به خانواده علوی:
نام و یاد بهاره را تا همیشه‌ی همیشه زنده نگاه خواهیم داشت
نسرین خانم و دیاکوی عزیز
کوچ غم‌انگیز کاک هادی و بهاره عزیز را به شما تسلیت می‌گوییم و برای‌تان صبری زیاد در تحمل این مصیبت بزرگ آرزو می‌کنیم. به راستی فقدان این دو انسان شریف و نازنین به ویژه بهاره که در طول سال‌های وبلاگ نویسی و فعالیتش در کمپین یک میلیون امضا افتخار آشنایی و دوستی با او را داشته‌ایم برای ما نیز همچون شما بسیار سخت و تلخ است. بهاره با وجود سن کم و عمر کوتاهش به عنوان یک فمینیست فعالیت بسیار گسترده‌ای در جنبش زنان داشت و از طریق وبلاگ نویسی، جمع ‌آوری امضا، شرکت در کارگاه‌ها و انجام کار میدانی در روستاهای کردستان برای شکستن تابوهای جنسیتی، تغییر قوانین تبعیض آمیز، مقابله با خشونت علیه زنان و ناقص سازی جنسی دختران تلاش‌های قابل تقدیری داشته است.
ما هم‌فکران و هم‌راهان بهاره نام و یاد او را در اندیشیدن به افکار انسان دوستانه و برابری خواهانه‌‌‌اش و پیمودن راهی‌ که او برای رسیدن به آرمان‌های خود برگزیده بود، تا همیشه‌ی همیشه زنده نگاه خواهیم داشت و از شما هم می‌خواهیم تا مقاومت و روحیه‌ی قوی بهاره حتی در بستر بیماری را همچون میراثی ارزشمند در وجود خود حفظ کنید تا بهاره و پدرش از ما و شما راضی باشند.
نسرین خانم و دیاکوی عزیز، درد فراق عزیزان‌تان آن‌چنان سنگین است که هیچ واژه‌‌ایی برای تسکین آن نمی‌یابیم، اما از شما می‌خواهیم تا داغ دل خود را در هم‌دلی با خانواده‌ها و مادران داغدار این سرزمین به اشتراک بگذارید و ما را نیز در غم خود شریک بدانید، شاید این همدلی‌ها و همدردی‌ها کمی از سنگینی این مصیبت بکاهد.

گزارش کنگره آمریکا: رژیم تهران با القاعده ارتباط دارد




العربیه: کنگره آمریکا در گزارشی جدید نیروی قدس سپاه پاسداران را به ارتباط با شبکه القاعده متهم کرده است. در گزارش کنگره آمریکا آمده است: حکومت ایران برای مقابله با آمریکا روابط کاری نزدیکی با رهبران القاعده داشته است.
اين گزارش با اشاره به آغاز همکاری سپاه پاسداران با گروه القاعده در دهه نود میلادی افزود:" تعدادی از نیروهای گروه القاعده توسط حزب الله لبنان هم پیمان سپاه پاسداران آموزش می بینند."
همچنین در این گزارش آمده است حکومت ایران از این رابطه برای سازماندهی تروریستها علیه آمریکا و متحدینش استفاده میکند.
این گزارش افزود: "از 11سپتامبر 2001 ارتباط ایران و القاعده به طور فزاینده ای افزایش یافته است ، همچنین صدها نفر از القاعده و خانواده های بزرگترین رهبران آنها همچون اسامه بن لادن به ایران پناه برده اند."
گزارش کنگره آمریکا در پایان تأکید کرد در صورتی که اقدامی برای جلوگیری از ارتباط سپاه پاسداران و القاعده صورت نگیرد، ایالات متحده و متحدانش هزینه ‏سنگینی متحمل خواهند شد.
یک تحلیگر در تلویزیون العربیه در این باره گفت: ارسال محموله های اسلحه از سوی حکومت ایران برای تروریست های طالبان و القاعده در افغانستان و عراق برای همه روشن شده است.
ایران پرس نیوز

وخامت حال منصور اسالو و انتقال وی به بیمارستان


بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در پی به وخامت گراییدن وضعیت جسمی منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه به یکی از بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شد.
وضعیت جسمی فعال کارگری منصور اسالو به حدی به وخامت گرایید که مسئولین زندان ناچار به انتقال او به یکی از بیمارستانها شدند. دلیل انتقال این فعال کارگری ناراحتی حاد قلبی وی می باشد. او در حال حاضر در بیمارستان بستری می باشد. تا به حال چندین بار این فعال کارگری به دلیل فشارهای طاقت فرسا و غیر انسانی و تشدید ناراحتی قلبی اش به بیمارستان منتقل شده است.
منصور اسالو آخرین بار به مناسبت روز جهانی کارگر اقدام به انتشار رنج نامه ای نمود و در آن رنجنامه به شرایط و وضعیت حاد جسمی اش و همچنین فشارهای غیر انسانی و قرون وسطایی که علیه او و هم بندیانش روا داشته می شود اشاره کرده بود.
بازجویان وزارت اطلاعات با نگه داشتن زندانیان سیاسی که در شرایط حاد جسمی در زندان بسر می برند و عدم درمان جدی آنها سعی در حذف فیزیکی و زجر کش کردن آنها را دارند. آخرین موردی که بازجویان وزارت اطلاعات با روا داشتن درد جانکاه و عدم درمان که نهایتا منجر به زجرکش کردن او بر آمدند زنده یاد محسن دگمه چی بود.
در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی مانند ،ماشالله حائری،شیرمحمد رضایی،محمد صدیق کبودوند،کبری بنازاده امیرخیزی،فرح واضحان،عیسی سحر خیز،محمد رونقی ملکی و ده ها زندانی دیگر در چنین شرایطی بسر می برند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،نگه داشتن زندانیان سیاسی که در شرایط حاد جسمی در زندان بسر می برند را محکوم می کند و کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت رژیم ولی فقیه علی خامنه ای به شورای امنیت سازمان ملل جهت گرفتن تصمیمات لازم اجرا می باشد.
15 اردیبهشت 1390 برابر با 05 می 2011
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل