ه‍.ش. ۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

اهداف مادی و معنوی جمهوری اسلامی از زندانی کردن انسانها

article picture
از اوان شکل گیری حکومت گدایان جمهوری اسلامی در ایران ، بدون استثناء همه روزه تعدادی از مردم ایران و گاهی هم افرادی از دیگر ملیتها ، دستگیر و به زندان های مخوف رژیم جمهوری اسلامی افتاده اند . تا به حال شاهد بوده ایم که عده ای از این زندانیان ، پس از گذراندن چند ماه از محکومیت هایشان ، با پرداخت کردن وثیقه های کلان ، از شکنجه گاههای آخوندها آزاد گشته ، و از دست بیدادهای زندانبانان وحشی این حکومت بی قانون رهائی یافته اند .
ضمن اظهار خوشحالی از نجات یافتن مردمان بی گناه از شر دژخیمان حکومتی ، باید به حقایق مهمی در این ارتباط توجه داشته باشیم . بهتر است که به این توجه بسنده نکرده و آنها را به زبان بیاوریم ، که تا دیگران را نیز مطلع ساخته باشیم .
این قوم فاسد و بی بها ، در گذشته سالیان سال از امکانات مادی فراوانی که الان برخوردارند بی بهره بوده اند . اندک آبروئی را هم که داشتند ، به دلیل سرسپردگی مردمی نابخرد بود ، که به خرافه های مذهبی آلوده شده بودند . و نیز عدم آگاهی همان مردم ، از سرشت حقیقی این عوامفریبان ، که شغلشان را برای معیشت انتخاب کرده اند نه برای ارشاد مردم و هدایت ایشان به شاهراه رستگاری بوده است .
این سخن بدان معناست که جماعت آخوند ، از طلبه اش بگیرید تا بالاترین مقام ایشان که آیت اللهی و مرجعیت می باشد ؛ همگی شان با پوزش از گدایان محترم میهنمان ، گداصفت و ندیده و نخورده بوده اند .


بر همین اساس ، بزرگترین و مهمترین هدف زندگی شان ، جز به کسب دارائی های بیشتر و تأمین امکانات افزون تر ، برای خود ، خانواده و اقوامشان نمی باشد . اینگونه است که هرگز هیچ هدف دیگری را مد نظر خویش قرار نداده و نمی دهند !
آخوند به شدت تشنه قدرت است ، از آنجائی که داشتن پول و سایر امکانات مادی ، می توانند به آنها قدرت بیشتری ببخشند ؛ به هر وسیله ای که بتوانند در صدد به دست آوردن آن ( پول زیاد ) هستند تا بیش از پیش قدرتمند بشوند !
یکی از این وسیله ها ، که به دست آوردنش برای این نامردمان بسیار آسان هم هست ، زندانی کردن آحاد ملت ، از مردم عادی تا سرشناس ترین آنهاست . متأسفانه این افراد را ، به بهانه هائی که فقط به تعداد انگشتان دست واقعی بوده ؛ و بقیه شان واهی و پوچ می باشند دستگیر نموده و راهی زندانهای مخوف خودشان می کنند .
این کار برای آنها ، غیر از تأمین منافع معنوی ایشان ، در برگیرنده منافع مادی بسیاری هم هست .
در همین چند سال پیش ، چند تن از شهروندان آمریکائی ایرانی تبار ، مانند خانم " هاله اسفندیاری " و دو نفر دیگر که نامشان به خاطرم نیست را در ایران دستگیر نموده و به زندان افکندند . سپس بعد از پیگیری های مداوم ایالات متحده آمریکا کشور متبوع این زندانیان و خانواده های آنها ، حکومت غارتگر جمهوری اسلامی ، با اخاذی وثیقه های بسیار گزاف از آنان ، از زندان آزاد کرد !
غیر از این مورد ، باز هم نمونه های دیگری بوده اند که همه ما دیدیم و شنیدیم و کاری از دستمان بر نیامد که انجام بدهیم .
در همین سال جاری مشابه چنین دستگیری ها و زندان نمودن ها و به قید وثیقه آزاد شدن زندانی ها را باز هم شاهد بوده ایم . آخرین مورد از این آزاد شدگان ، به گزارش وب سایت کلمه ، سایت نزدیک به میر حسین موسوی ، خانم مرضیه وفامهر ، هنرمند سینما و تئآتر می باشد ، که روز سه شنبه دوم آبات 1390 برابر با 25 اکتبر 2011 با سپردن وثیقه از زندان آزاد گردید .
خانم وفامهر در یک محصول سینمائی مشترک ایران و استرالیا ، به ایفای نقش اول در فیلم " تهران من حراج " که جنبه انتقادی گویائی نسبت به شرایط نامطلوب زندگی مردم در ایران را بیان نموده ، و سختی های زندگی به حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین منحط موجود در این رژیم متحجر را به نمایش گذاشته ، در نقش گرناز موسوی شاعر و کارگردان ایرانی که در استرالیا مقیم می باشد ؛ در بسیاری از صحنه ها بدون حجاب ظاهرشده بوده است .
بدیهی است که آزادی هر یک از زندانیانی که گرفتار جور و ستم مزدوران حکومتی هستند شادی آور و آرامش بخش باشد ؛ اما اگر این آزاد شدگان آخرین آنها بودند ؟ خوشحالی به دست آمده می توانست چندین برابر بشود ؛ ولی مانند روز روشن است ، که نه اینها آخرین زندانیان رژیم ملاها هستند ؛ و نه دژخیمان حکومت جور و جهل و جنون جمهوری اسلامی ، حس پلید طمع ورزیها و زیاده طلبی های خودش را ، از وجود اصلاح ناپذیرش حذف خواهد نمود !!
جرم خانم وفامهر ، بازی کردن در یک محصول مشترک ایران و استرالیا ، به نام " تهران من حراج " بوده ؛ این فیلم در سال 2009 به عنوان فیلم مستقل برنده جایزه شد ؛ خانم وفامهرکه در این فیلم به ایفای نقش قهرمان اول پرداخته بود ؛ در این صحنه ها بدون حجاب جلوی دوربین ظاهر شده بود !
در اوائل تیرماه به دستور مقامات امنیتی کشور ، دستگیر و در زندان قرچک ورامین محبوس گردید ؛ در بیدادگاه رژیم ، حکم یک سال زندان تعزیری و 90
ضربه شلاق برای وی صادر گردید !
وکیل خانم مرضیه وفامهر ، نسبت به این تصمیم دادگاه معترض شد و درخواست دادگاه تجدید نظر را داد . در مرداد ماه سخنگوی قوه قضائیه ، غلامحسین محسنی اژه ای گفته بود که وی و چند زندانی دیگر به زودی آزاد خواهند شد ؛ ولی این امر صورت نپذیرفت . تا این که در مهر ماه تعداد پنج هزار نفر از هنرمندان اتحادیه هنری استرالیا یک نامه اعتراضی برای رئیس جمهور ایران ارسال نمودند ؛ به علت عدم اخذ نتیجه ، نامه دیگری به سفیر ایران در استرالیا و وزیر امور خارجه کشورشان فرستادند و درخواست آزادی بلاشرط خانم وفا مهر شدند ؛ سرانجام در دوم آبان با تعیین وثیقه آزاد شد.

نکته اینجاست که امثال ایشان ممکن است از امکانات مادی خوبی برخوردار باشند و بتوانند چنین مبالغی را به دولت اسلامی بپردازند و جانشان را نجات بدهند . اما تکلیف آن دسته از زندانیانی که امکان تهیه چنین مبالغ هنگفتی را ندارند چیست ؟
در نظام آخوندی توجه به اینگونه مسائل هیچ معنا و مفهومی ندارد ، چرا که افق دید آخوند ، غیر از منافع خودش را نمی تواند ببیند ؛ تنگ نظریهای این قوم ستمگر یکی و دو تا نیست ، سنگدلی هایشان هم بی شمارند ؛ توجه آنها فقط به این موضوع است که چه بکنند تا بیشتر بر اریکه قدرت باقی بمانند ؟
این را نیز بسیار خوب می دانند ، ظلم روزافزون ، آزار بیش از حد ، مضاعف نمودن انواع فشارهای اجتماعی ، سختگیری های درون دانشگاهها برای دانشجویان ، عدم انجام تعهداتشان به مردم برای تأمین رفاه نسبی ایشان ، عدم هیچگونه اقدامی برای کاهش قیمت اجناس به ویژه مایحتاج روزمره مردم جهت ارتزاق ، ایجاد خفقان در اجتماع ، سرکوب های اقلیت های مذهبی ، ایجاد انواع محدودیت های جنسیتی ، دادن حق ملت ایران به مردمان فلسطینی و لبنانی و سوره ای و ....... و هر کاری که یک آدم نمی تواند انجام بدهد توسط آخوند به راحتی میسر است و با انجام دادن این خبائث اجتماعی ، احساس غیر واقعی قدرتمندی و سالاری عقده های کهن آنها را التیام می دهد و روز به روز بر میزان خودخواهی های ایشان می افزاید .
در فرهنگ ما ایرانین ، به چنین کسانی لقب ظالم اتلاق می گردد ؛ اما در مقابل هر ظالمی که ظلم می کند ، مظلومی هم وجود دارد . همه کارهای غیر متعارفی که ذکر شدند از آنها سر می زنند ؛ ولی یک کار بر عهده مظلوم است که متأسفانه به انجام نمی رساند . آنهم چیزی نیست مگر مقابله با ظالم !!
پائیز 1390 هلند
محترم مومنی روحی
از اوان شکل گیری حکومت گدایان جمهوری اسلامی در ایران ، بدون استثناء همه روزه تعدادی از مردم ایران و گاهی هم افرادی از دیگر ملیتها ، دستگیر و به زندان های مخوف رژیم جمهوری اسلامی افتاده اند . تا به حال شاهد بوده ایم که عده ای از این زندانیان ، پس از گذراندن چند ماه از محکومیت هایشان ، با پرداخت کردن وثیقه های کلان ، از شکنجه گاههای آخوندها آزاد گشته ، و از دست بیدادهای زندانبانان وحشی این حکومت بی قانون رهائی یافته اند .
ضمن اظهار خوشحالی از نجات یافتن مردمان بی گناه از شر دژخیمان حکومتی ، باید به حقایق مهمی در این ارتباط توجه داشته باشیم . بهتر است که به این توجه بسنده نکرده و آنها را به زبان بیاوریم ، که تا دیگران را نیز مطلع ساخته باشیم .
این قوم فاسد و بی بها ، در گذشته سالیان سال از امکانات مادی فراوانی که الان برخوردارند بی بهره بوده اند . اندک آبروئی را هم که داشتند ، به دلیل سرسپردگی مردمی نابخرد بود ، که به خرافه های مذهبی آلوده شده بودند . و نیز عدم آگاهی همان مردم ، از سرشت حقیقی این عوامفریبان ، که شغلشان را برای معیشت انتخاب کرده اند نه برای ارشاد مردم و هدایت ایشان به شاهراه رستگاری بوده است .
این سخن بدان معناست که جماعت آخوند ، از طلبه اش بگیرید تا بالاترین مقام ایشان که آیت اللهی و مرجعیت می باشد ؛ همگی شان با پوزش از گدایان محترم میهنمان ، گداصفت و ندیده و نخورده بوده اند .
بر همین اساس ، بزرگترین و مهمترین هدف زندگی شان ، جز به کسب دارائی های بیشتر و تأمین امکانات افزون تر ، برای خود ، خانواده و اقوامشان نمی باشد . اینگونه است که هرگز هیچ هدف دیگری را مد نظر خویش قرار نداده و نمی دهند !
آخوند به شدت تشنه قدرت است ، از آنجائی که داشتن پول و سایر امکانات مادی ، می توانند به آنها قدرت بیشتری ببخشند ؛ به هر وسیله ای که بتوانند در صدد به دست آوردن آن ( پول زیاد ) هستند تا بیش از پیش قدرتمند بشوند !
یکی از این وسیله ها ، که به دست آوردنش برای این نامردمان بسیار آسان هم هست ، زندانی کردن آحاد ملت ، از مردم عادی تا سرشناس ترین آنهاست . متأسفانه این افراد را ، به بهانه هائی که فقط به تعداد انگشتان دست واقعی بوده ؛ و بقیه شان واهی و پوچ می باشند دستگیر نموده و راهی زندانهای مخوف خودشان می کنند .
این کار برای آنها ، غیر از تأمین منافع معنوی ایشان ، در برگیرنده منافع مادی بسیاری هم هست .
در همین چند سال پیش ، چند تن از شهروندان آمریکائی ایرانی تبار ، مانند خانم " هاله اسفندیاری " و دو نفر دیگر که نامشان به خاطرم نیست را در ایران دستگیر نموده و به زندان افکندند . سپس بعد از پیگیری های مداوم ایالات متحده آمریکا کشور متبوع این زندانیان و خانواده های آنها ، حکومت غارتگر جمهوری اسلامی ، با اخاذی وثیقه های بسیار گزاف از آنان ، از زندان آزاد کرد !
غیر از این مورد ، باز هم نمونه های دیگری بوده اند که همه ما دیدیم و شنیدیم و کاری از دستمان بر نیامد که انجام بدهیم .
در همین سال جاری مشابه چنین دستگیری ها و زندان نمودن ها و به قید وثیقه آزاد شدن زندانی ها را باز هم شاهد بوده ایم . آخرین مورد از این آزاد شدگان ، به گزارش وب سایت کلمه ، سایت نزدیک به میر حسین موسوی ، خانم مرضیه وفامهر ، هنرمند سینما و تئآتر می باشد ، که روز سه شنبه دوم آبات 1390 برابر با 25 اکتبر 2011 با سپردن وثیقه از زندان آزاد گردید .
خانم وفامهر در یک محصول سینمائی مشترک ایران و استرالیا ، به ایفای نقش اول در فیلم " تهران من حراج " که جنبه انتقادی گویائی نسبت به شرایط نامطلوب زندگی مردم در ایران را بیان نموده ، و سختی های زندگی به حاکمیت جمهوری اسلامی و قوانین منحط موجود در این رژیم متحجر را به نمایش گذاشته ، در نقش گرناز موسوی شاعر و کارگردان ایرانی که در استرالیا مقیم می باشد ؛ در بسیاری از صحنه ها بدون حجاب ظاهرشده بوده است .
بدیهی است که آزادی هر یک از زندانیانی که گرفتار جور و ستم مزدوران حکومتی هستند شادی آور و آرامش بخش باشد ؛ اما اگر این آزاد شدگان آخرین آنها بودند ؟ خوشحالی به دست آمده می توانست چندین برابر بشود ؛ ولی مانند روز روشن است ، که نه اینها آخرین زندانیان رژیم ملاها هستند ؛ و نه دژخیمان حکومت جور و جهل و جنون جمهوری اسلامی ، حس پلید طمع ورزیها و زیاده طلبی های خودش را ، از وجود اصلاح ناپذیرش حذف خواهد نمود !!
جرم خانم وفامهر ، بازی کردن در یک محصول مشترک ایران و استرالیا ، به نام " تهران من حراج " بوده ؛ این فیلم در سال 2009 به عنوان فیلم مستقل برنده جایزه شد ؛ خانم وفامهرکه در این فیلم به ایفای نقش قهرمان اول پرداخته بود ؛ در این صحنه ها بدون حجاب جلوی دوربین ظاهر شده بود !
در اوائل تیرماه به دستور مقامات امنیتی کشور ، دستگیر و در زندان قرچک ورامین محبوس گردید ؛ در بیدادگاه رژیم ، حکم یک سال زندان تعزیری و 90
ضربه شلاق برای وی صادر گردید !
وکیل خانم مرضیه وفامهر ، نسبت به این تصمیم دادگاه معترض شد و درخواست دادگاه تجدید نظر را داد . در مرداد ماه سخنگوی قوه قضائیه ، غلامحسین محسنی اژه ای گفته بود که وی و چند زندانی دیگر به زودی آزاد خواهند شد ؛ ولی این امر صورت نپذیرفت . تا این که در مهر ماه تعداد پنج هزار نفر از هنرمندان اتحادیه هنری استرالیا یک نامه اعتراضی برای رئیس جمهور ایران ارسال نمودند ؛ به علت عدم اخذ نتیجه ، نامه دیگری به سفیر ایران در استرالیا و وزیر امور خارجه کشورشان فرستادند و درخواست آزادی بلاشرط خانم وفا مهر شدند ؛ سرانجام در دوم آبان با تعیین وثیقه آزاد شد.
نکته اینجاست که امثال ایشان ممکن است از امکانات مادی خوبی برخوردار باشند و بتوانند چنین مبالغی را به دولت اسلامی بپردازند و جانشان را نجات بدهند . اما تکلیف آن دسته از زندانیانی که امکان تهیه چنین مبالغ هنگفتی را ندارند چیست ؟
در نظام آخوندی توجه به اینگونه مسائل هیچ معنا و مفهومی ندارد ، چرا که افق دید آخوند ، غیر از منافع خودش را نمی تواند ببیند ؛ تنگ نظریهای این قوم ستمگر یکی و دو تا نیست ، سنگدلی هایشان هم بی شمارند ؛ توجه آنها فقط به این موضوع است که چه بکنند تا بیشتر بر اریکه قدرت باقی بمانند ؟
این را نیز بسیار خوب می دانند ، ظلم روزافزون ، آزار بیش از حد ، مضاعف نمودن انواع فشارهای اجتماعی ، سختگیری های درون دانشگاهها برای دانشجویان ، عدم انجام تعهداتشان به مردم برای تأمین رفاه نسبی ایشان ، عدم هیچگونه اقدامی برای کاهش قیمت اجناس به ویژه مایحتاج روزمره مردم جهت ارتزاق ، ایجاد خفقان در اجتماع ، سرکوب های اقلیت های مذهبی ، ایجاد انواع محدودیت های جنسیتی ، دادن حق ملت ایران به مردمان فلسطینی و لبنانی و سوره ای و ....... و هر کاری که یک آدم نمی تواند انجام بدهد توسط آخوند به راحتی میسر است و با انجام دادن این خبائث اجتماعی ، احساس غیر واقعی قدرتمندی و سالاری عقده های کهن آنها را التیام می دهد و روز به روز بر میزان خودخواهی های ایشان می افزاید .
در فرهنگ ما ایرانین ، به چنین کسانی لقب ظالم اتلاق می گردد ؛ اما در مقابل هر ظالمی که ظلم می کند ، مظلومی هم وجود دارد . همه کارهای غیر متعارفی که ذکر شدند از آنها سر می زنند ؛ ولی یک کار بر عهده مظلوم است که متأسفانه به انجام نمی رساند . آنهم چیزی نیست مگر مقابله با ظالم !!
پائیز 1390 هلند
محترم مومنی روحی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر