ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۲, جمعه

سیزده بدر ،پناه بردن به طبیعت از دست بساط دستگاه ورشکسته ی عزای رژیم فقیه



جشن سیزده بدر و فرصت پناه بردن به طبیعت
از دست بساط دستگاه ورشکسته ی عزا در پیشگاه اراده ی زندگی شادی

آنچه را که فرهنگ سیزده بدر به عنوان آداب و رسوم این سرزمین دیرینه در خود دارد و آنرا برای ما در برابر(دستگاه ورشکسته ی عزا) درشرایط کنونی بیش از پیش ارزشمند می سازد: نه تنها به دلایل دعوت ما به همگامی وهمخوانی با طبیعت شاد، پند وغنای محتوا ی برگزاری این جشن، ایجاب امید به آینده و تحرک شور و شوق به زندگی بخشیدن بعد زمستان است، بلکه همچنین ـ از چهارشنبه سوری و حاجی فیروز، تا نوروز و جشن سیزده بدرـ تمام این روزهای گرم، شیرین و دید و بازدیدهای بهاری خاطره انگیزآن، برای ما انگیزه هائی هستند، تا ما هدف درست مبارزات زندگی آزادیخواهانه و زیبائی شناسانه ی تاریخ انسانی پر بار دیروز و امروز خود را فراموش نکرده و تداوم بدهیم و راهمان را در این همه بیراهه ها، گم نکنیم و همزمان به دغلکاران جاهل تاریخ بگوئیم که ما از ترس، تاریکی و وحشت مرگ توسط اوباشان او در کنج ویرانه و غمکده هایمان نخواهیم ماند و "آرمان نجات وخوشبختی خود و همگان" را به عنوان یک اصل و هدف پایه از دست شما بیماران روانی رها خواهیم کرد. سی دو سال مبارزه و تلاش در برابر وعلیه سکوت، خاموشی و گوشه گیری همچنان ادامه دارد. مردمان ما نخواسته اند زندگیشان را به دست «مادران و پاسداران شیون» بدهند و این رویای کوردلان هرگز ناشدنی ست. ما تلاش می کنیم هر چه زودتر رقص و شادی بهاران همیشگی زندگی را از اسارت عزا مداران نجات بدهیم.

"سنت شادی و شیرینی"

شکی نیست، با توجه به تاریخ پر اوج و فرود ما، تمام جشن ها و همین سیزده بدر، می بایست در دوران های دور تاریخی، همچون امروز ما نیز، منشا پویش، دلگرمی و شادی افزائی نسل های گذشته ی ما هم بوده باشد. از خانه تنگ و تاریک بیرون آمدن و آرزوهای خود را با سبزه ها گره زدن، خود حکایت زیبائی ست ازنرمش، حرکت و جوشش، برای ایستادگی و دیگرگونی خواهی و نمایش قدرت و ایجاد همبستگی توده ای در برابر دشمن! زیرا این سنت زنده و پویا، پیشینیان اعصار ما را نیز به خاطر حفظ بقای هویت شان(مان)، در برابر نامردمان ستمکار و جنایات شان، استبداد دینی و تظلم شان، سختی زندگی و عبور از ناملایمات شان، به آنان درس بردباری برای پیروزی را باید یاد داده باشــــد ـ تا انسان به تجربه های تلخ و شیرین فصول حیاتی خود باور آورد و به پیشبرد خواست مطلوب خویش کارائی بخشد ـ تا آنگاه که، تنها "او" منشا نیرو، مقاومت، حرکت، سازندگی و دگرگونی آینده مورد دلخواه خودش شود و اگر امروزـ همین هویت ایرانی ـ وجود دارد، ناشی ازساختکار محکم آن ایده ها و مبارزات پیروزمندانه ی آنهاست، که برای ما پا برجا مانده ست. و هم اینک نیز بیش از هر زمان دیگر نیاز به حفظ و تدوام این فرهنگ طبیعت گرا، در مبارزات مسالمت جویانه ی ما برای «نان و آزادی» ضرورتی حیاتی ست.


"دستگاه مذهب و توان ضد هنری او"

دیریست که دستگاه فاسد فرهنگی نوحه و گریه، مویه و عزا و از همه چندش آورترـ فرهنگ همیشه عبوس اسلامی ـ سعی می کند توده های عامی را به دنبال خود بکشاند. او (با توطئه های دینی وهزینه های بسیارگزاف، با گرسنگی دادن به مردم با همین سرمایه گزاری های مسخره ی نجومی و دله دزدی های کاربرانش، با ساختن تکایای امام الزمانی، هیئت های عزاداری حسین، مجالس قرائت قرآن و مسابقات آن، برپائی پیگیر مجالس وکنگره های اسلام شناسی جهانی، نماز های خر رنگ کن جمعه ها با هدیه های محصولات ساندیس برای تظاهر به وحدت و پیروزی، اجرای پیگیر دعاهای کمیل و ندبه و.. و احداث هر چه بیشتر مساجد و مراکز بی معنی دینی (شیعه) حفر چاه و دسیسه های حضور "آقای غایب" در چاه چمکران و چه ها و چه های باورنکردنی دیگر...)، می خواهد و هنوز هم با این وجود نتوانسته است موفق شود، به جای رسوم پویای تاریخی کشورما، سنت های خرافی، وحشی، مطرود، بیمار و کپکزده ی ضد هنری و بشری خود را به مردم زنده دل ایران تحمیل کند. رژیم تا به امروز و هیچگاه، در دل تپنده ی نسل و عصر بیداری ماـ وبه ویژه ،بعد از سرقت انقلاب بزرگ ۲۲ بهمن ـ که دردا ـ عده ای به همراه خودبرد، بعد از آن ،هرگز جائی نداشته، نیافته و اینک هم ندارد، و آن عده ناچیز متوهم نیز دیر یا زود، به توده های میلیونی خواهند پیوست. این دستگاه بشدت مرتجع ،بی رحم وبی آبرو تنها با زوراسلحه،مردمفریبی وباپشتوانه فروش نفت، بر کول ما جا خوش کرده وهنوزباقی ست.



"فرهنگ سرزندگی"

ما می دانیم که این جشن های سنتی "آخر سال و آغاز سال نو و اصولن سر زندگی وهنر دوستی های عمومی ما "هنوز هم خارهای تیزی هستند در چشم تنگ این قاریان دروغ و ریا! حکومتگران جائر به وضوح می دانند که این سنت های قوی ـ بسیارهمگانی، گیرا و دلچسب بوده ومانده و همیشه نیز امید بخش، نیرو زا و پوینده ـ خواهد ماند. پس باید هر یک از آنها "به ویژه طیف آقای خامنه ای و شرکا در برابر احمدی نژاد ـ مشائی "طعم شکست فرهنگ فرسوده خود را، همچون دیگر عرصه های پاک باخته و در هم ریخته، چشیده باشند. آنان می دانند که با این همه اختلافات واقعی موجود، بین "سنت سیاه پوش و عزامنش"، با رنگین جامگان شیفته ی رقص و آواز، سازش ناپذیری های جدی، عمیق و تفاوت های کیفی زیادی وجود دارد. رویگردانی، شورش و انفجارهای بزرگ توده ای پارسال و 25 خرداد امسال، سر به زیر برف بردگان را وحشت زده، دوباره بی قرارکرده است (مبارک بن علی ـ نوبت سید علی) و شک ندارم که آنانرا به دنبال راه کشف تقیه ی دیگری که همان دروغ مصلحتی است، نکشانده باشد!؟ بایدهوشیاربود.



"بی پرنسیپی اسلام سیاسی"

نزاع روز افزون بالائی ها بر سر شکست فرهنگ اسلامی به روشنی نشان می دهد، که آنان از فرهنگ اسلام و پایان تاریخ مصرف آن درچشم خونین، اراده رهائی و خواست عبور بی برو برگرد توده ها از اسلام سیاسی آگاهند. توطئه آوردن لوح کورش از موزه سلطنتی انگلیس و جار و جنجال های اسلام ایرانی و ده ها نشانه های دیگرهمه، سمت گیری تازه ی آنان را برای یافتن دلگرم کنک های تازه و جایگزین کردن آنها، بخاطر تبعییت و نمایش انعطاف رژیم به خواست مخالفین، آنهم برای کنترل طغیان هر آن مردمان بیداراست، که برای آرام کردن مردم بکارگرفته شده وبه اشکال دیگر، در آینده نیز برجسته تر قابل رویت خواهند شد! پس تردید نکنیم که آنها به موفقترین این ابزار تمسک خواهند جست، که همین جشن های خودمان باشد. بعید نیست که آنها درسال و یا سال های آینده، اگربتوانند با خلافت و ولی فقیه و یا بدون او در حاکمیت باقی بمانند، این مراسم سنتی را که کاملن در مقابل فرهنگ دینمداراست، با یک "تقیه ی کوچولو" حتا با تعطیل رسمی دولتی کنند!؟



ما ایرانیان مراسم سیزده بدر گرانقدر و زیبای مان را هر چه پربارتر و با نشاط تر در هر گوشه ای از این سرزمین عزازده وهم زمان در خارج از کشورمان در همبستگی با هم میهنانمان درداخل ـ با پایکوبی و فریادهای شادی خود، با یاد وخاطره همه ی جان باختگان نان و آزادی، اسیران در بند و برای احیای شرار زندگی و تمدید عهد و پیمان دوباره با آرمان های خود و برای نشان دادن هرچه گسترده تر اتحادمان در برابر زورگویان، پرهیاهوتر و دلنشین تر گرامی میداریم و بر پا می گردانیم و مهربانانه تر به ویژه امروز، بیش از گذشته، با همه ی تهدیدات و توطئه های رژیم مرده دل و بدخیم، آنرا با شیفتگی پاس اش می داریم.



اگرمفهوم مشهور و عامیانه ی سیزده بدر(پشت سر نهادن سختی، سرما وعبور از نحسی زمامداران تلخکامی و یافتن حال و هوای پرنشاط بهاریست، پس بپاخیزیم و بساط سیزده بدر را آماده کنیم. تا درروزموعود، به دشت و دمن و صحرا پر زنیم و به آغوش طبیعت پناه بریم و تا می توانیم خود را خوب ازغم و اندوه بتکانیم و در کنار همنوعانمان شادی کنیم و آرزوی آینده ی بهتر را به سبزه خود گره زده و آن را به آبهای جاری رود ها بسپاریم.



نوشته :بهنام امیدوار


ارسال از سايت سازمان کارگران انقلابی ايران
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر